close
تبلیغات در اینترنت
سایت اِئلشَن * مراغه آنلاین * - 2
loading...

سایت اِئلشَن * مراغه آنلاین *

اِئلشَن متفاوت تر از همه

با سلام و عرض خیر مقدم به شما دوستان عزیز




به سایت اِئلشَن متفاوت تر از همه خوش آمدید


همه چیز را از ما بخواهید

تماس با ما در تلگرام

شناسه پاسخگویی تلگرام
https://telegram.me/khademal_mola_ali

khademal_mola_ali@

در صورت بروز هرگونه مشکل در دانلود و نیاز به آموزش
و ... حتما با ما در تلگرام در تماس باشید و اگر عجله دارید و
برای رسیدن سریع به جواب سوال هایتان قبل از تماس در تلگرام
ما را با یک پیامک با خبر سازید
شناسه پاسخگویی تلگرام
afmsoftir@
خواهشا فقط پیام
با تشکر و احترامات فراوان مدیریت کل سایت
علی فتحی

آپارات

کلوب

لنزور

کانال رسمی چهارده معصوم (ع)

emaman_masoum@


https://telegram.me/emaman_masoum


آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
ولادت امام خمینی 0 171 sajjad-s
نمایندگی عطر و اُدکلن فدک مراغه 0 177 salares
نرم افزار Word بدون نیاز به نصب و پرتابل 93 0 219 sharafat
نحوی کشیدن کلمات در برنامه ی آفیس 1 293 maragheh
مبدل بازیهای پلی استیشن ۱ به کامپیوتر ePSXe 1.7.0 0 183 araz
دانلود بازی تکن Tekken 3 برای کامپیوتر با حجم کم 0 303 araz
دانلود ePSXe for Android 1.9.22 Patched بهترین نرم افزار شبیه سازپلی استیشن 1 آندرويد 0 367 araz
دانلود مبدل پلی استیشن ۱ برای کامپیوتر با لینک مستقیم 0 210 araz
دانلود بازی کانتر استریک ۱٫۶ – Counter Stirke 1.6 0 216 araz
دانلود بازی کم حجم مسابقه در شهر City Racing برای کامپیوتر 0 224 araz
دانلود بازی کم حجم والیبال Incredi Volleyball برای کامپیوتر 0 678 araz
دانلود بازی کم حجم روزهای غار Cave Days 0 178 araz
دانلود بازی کرایسیس Crysis 3 برای PC 0 179 araz
دانلود بازی کم حجم کشت و کشتار Major Mayhem 0 174 araz
دانلود بازی کم حجم ماشین سواری Sky Track 0 196 araz
دانلود GTA 5 Snow Andreas – بازی سرقت بزرگ 0 287 araz
دانلود Hitman 2 Silent Assassin – بازی هیتمن 0 168 araz
دانلود Toybox Turbos – بازی ماشین اسباب بازی 0 176 araz
دانلود The Bridge – بازی پل های معلق 0 181 araz
دانلود Assassins Creed Unity – بازی عقیده قاتلان 0 216 araz
علی فتحی بازدید : 2066 شنبه 25 مهر 1394 نظرات ()

دانلود نمونه سوالات استخدام رسمی

 

فقط با پرداخت 2000 تومان صاحب تمامی سوالات

دروس ادبیات

معارف اسلامی

کامپیوتر (ICDL و مبانی)

ریاضی

زبان انگلیسی

هوش و استعداد

سیاسی

بعد از پرداخت همان لحظه فایل را دریافت نمایید

درگاه پرداخت الکترونیکی ما در جهان پی ثبت شده است

و جهت حاصل اطمینان روی تصویر زیر کلیک کنید

نام و نام خانوادگي
پست الکترونيکي
شماره تلفن
مبلغ به تومان
توضيحات
 

 

علی فتحی بازدید : 144 شنبه 29 فروردين 1394 نظرات ()
حضرت فاطمه علیها السّلام فرمودند:
لِلهِ فيکُم عَهدُ قَدَّمَهُ إلَيکُم وَ بَقيَّهُ استَخلَفَهَا عَلَيکُم کتابُ الله ِبَيَّنَهُ بَصائِرُهُ...؛
«خدا در بين شما عهدي دارد که تقديمتان داشته و جانشيني دارد که حاکم بر شما قرار داده است که آن عهد، کتاب خداست که دلائلش روشن و آشکار بوده و آيه هايش از امور نهاني کتاب پرده برمي دارند..»
بحارالانوار، ج 89، ص 13.
امام على علیه السلام در پاسخ این پرسش که: «آیا در قرآن ، همه دانش ها بجز دانش طب هست؟»، فرمودند:
أما إنَّ فِی القُرآنِ لاَیَةً تَجمَعُ الطِّبَّ کُلَّهُ: « وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ » .
زنهار! در قرآن ، آیه اى هست که همه طب را یکجا در خود گرد آورده است: «بخورید و بیاشامید ؛ ولى زیاده روى نکنید».
بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 267 ، حدیث 42
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
نعم الشّفیع القرآن لصاحبه یوم القیمه؛
چه نیکو شفیعى است قرآن در روز قیامت براى کسى که قرآن خوانده باشد.
نهج الفصاحه
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
القرآن غنى لا فقر بعده و لا غنى دونه؛
قرآن غنایی است که پس از آن فقرى نیست و غنایى جز آن نیست.
نهج الفصاحه
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
القرآن هو الدّواء؛
قرآن دواست.
نهج الفصاحه
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
علیکم بالقرآن، فاتّخذوه إماما و قائدا فإنّه کلام ربّ العالمین الّذی هو منه و إلیه یعود، فآمنوا بمتشابهه و اعتبروا بأمثاله؛
با قرآن مانوس شوید و آن را پیشوا و رهبر خویش گیرید که قرآن گفتار خداى جهانیان است که از اوست و بسوى او باز می رود به متشابه آن ایمان داشته باشید و از مثل هاى آن عبرت گیرید.
نهج الفصاحه
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
خلّفت فیکم شیئین لن تضلّوا بعدهما: کتاب اللَّه و سنّتی و لن یتفرّقا حتّى یردا علیّ الحوض؛
دو چیز میان شما واگذاشتم که بعد از آن گمراه نخواهید شد قرآن و روش من و این دو از هم جدا نشوند تا بر سر حوض به من برسند.
نهج الفصاحه
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
الجدال فی القرآن کفر؛
مجادله در باره قرآن کفر است.
نهج الفصاحه
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
ترکت فیکم شیئین لن تضلّوا بعدهما: کتاب اللَّه و سنّتی و لن یتفرّقا حتّى یردا علىّ الحوض؛
دو چیز در میان شما گذاشتم که با وجود آنها گمراه نخواهید شد، کتاب خدا و روش من و از هم جدا نمی شوند تا بر سر حوض به من برسند.
نهج الفصاحه
امام سجاد علیه السّلام فرمودند:

اگر همه‌ي مردم از شرق تا غرب عالم بميرند با وجود قرآن در كنار من، هرگز احساس وحشت و تنهايي نكنم.
بحارالانوار/89/239
امام حسن علیه السّلام فرمودند:

همانا در قرآن چراغ هاي روشنائي بخش و شفا بخش دردها و گرفتاري هاي دروني وجود دارد، پس كسي كه (خود را) با قرآن جلي دهد چشمانش قوي و روشن مي گرددو قلب و درون خويش را صفا خواهد داد، چون كه تفكّر و انديشه (در قرآن سبب) حيات قلبِ آگاه مي باشد، همچنان كه شخص روشن دل در تاريكي ها به وسيله نور چراغ حركت مي نمايد و راه مي رود.
بحارالأنوار، ج 78، ص 112
امام حسن علیه السّلام فرمودند:
إنّ هذَا الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ؛
همانا در اين قرآن چراغ هاي هدايت به سوي نور و سعادت موجود است و اين قرآن شفاي دل ها و سينه ها است.
بحارالأنوار، ج 75، ص 111
امام علی علیه السّلام فرمودند:
نَزَلَ الْقُرْآنُ أثْلاثاً، ثُلْثٌ فينا وَفي عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ أمْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَأحْكامٌ ؛
نزول قرآن بر سه قسمت است: يك قسمت آن درباره اهل بيت عصمت و طهارت و دشمنان و مخالفان ايشان؛ و قسمت ديگر آن، اخلاقيّات و ضرب المثلها؛ و قسمت سوّم در بيان واجبات و احكام إلهي مي باشد.
الكافي، ج 2، ص 627، ح 2
امام علی علیه السّلام فرمودند:
فِي الْقُرْآنِ نَبَأُ ما قَبْلَكُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَكُمْ، وَحُكْمُ ما بَيْنِكُمْ ؛
قرآن احوال گذشتگان، و أخبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را بيان كرده است.
شرح نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1235
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اَلْبَسمَلَةُ تيجانُ السُّوَرِ؛
بسم اللّه الرحمن الرحيم، تاج سوره هاست.
تفسير القرطبى، ج 1، ص 92.
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
كانَ جِبرئيلُ إذا جاءَنى بِالْوَحىِ أوَّلُ ما يُلقى عَلَىَّ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ؛
وقتى جبرئيل با وحى به نزدم مى آمد، نخستين چيزى كه به من القا مى كرد، بسم اللّه الرحمن الرحيم بود.
سنن الدارقطنى، ج 1، ص 304.
امام على علیه السّلام فرمودند:
اِنَّ اللّه َ تعالى اَنْزَلَ كِتابا هاديا بَيَّنَ فيهِ الْخَيْرَ وَ الشَّرَّ، فَخُذوا نَهْجَ الْخَيْرِ تَهْتَدوا وَ اَصْدِفوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدوا؛
خداى تعالى كتابى راهنما فرستاد و در آن خوب و بد را روشن ساخت. پس راه خوبى را پيش گيريد تا هدايت شويد و از راه بدى دورى جوييد تا به مقصد برسيد.
نهج البلاغه، خطبه 167.
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
اِنَّ اَحْسَنَ الْحَديثِ كِتابُ اللّه ِ وَ خَيْرَ الْهُدى هُدى مُحَمَّدٍ صلى لله عليه و آله وَ شَرَّ الاُْمورِ مُحْدَثاتُها؛
بهترين سخن، كتاب خدا و بهترين روش، روش پيامبر صلى لله عليه و آله و بدترين امور بدعت هاست (پديده هاى مخالف دين).
بحارالأنوار، ج 77، ص 122، ح 23 .
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
سُورَةُ يس تُدْعى فِى التَّوْراةِ المُعِمَّةَ تََعُمُّ صاحِبَها بِخَيْرِ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ وَ تُكابِدُ عَنْهُ بَلْوَى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَ تَدْفَعُ عَنْهُ اَهاويلَ الآخِرَةِ؛
سوره يس در تورات «مُعِمَّه»خوانده مى شود كه براى صاحب خود خير دنيا و آخرت را جمع مى كند و از او بلاى دنيا و آخرت را دور مى كند و وحشت هاى آخرت را دفع مى كند.
بحارالأنوار، ج 92، ص 291، ح 6.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
اِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرآنِ ... و لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظاهِرُهُ حُكْمٌ وَ باطِنُهُ عِلْمٌ ... فيهِ مَصابيحُ الْهُدى وَ مَنارُ الْحِكْمَةِ وَ دَليلٌ عَلَى الْمَعْرِفَةِ لِمَنْ عَرَفَ الصِّفَةَ؛
هنگامى كه فتنه ها چون پاره هاى شب تار بر شما مشتبه شود، به قرآن روى بياوريد ... براى قرآن ظاهرى و باطنى است. ظاهر آن حكمت و باطن آن دانش است ... در قرآن چراغ هاى هدايت و نشانه هاى حكمت و راهنماى معرفت هست، براى كسى كه ويژگى اش را شناخت.
كافى، ج 2، ص 599 ، ح 2.

علی فتحی بازدید : 111 شنبه 29 فروردين 1394 نظرات ()
امام مهدی علیه السلام فرمودند:
اما سئوال کردى که شخصى به میوه‏‌جات اموال ما مى‏‌گذرد و از آن برداشته و مى‌‏خورد (حق‌‏المارّه) آیا حلال است یا خیر؟ پاسخ این است خوردن برایش حلال است ولى بردن آن حرام است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر که در چهار موقع ، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى ، هنگام سختى و تنگ دستى ، هنگام اشتها و آرزو و هنگام خشم و غضب ؛ خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمودند:
حسین (علیه السلام) از من است و من هم از حسینم.
حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند:
هر کس عبادت خالص خود را به سوی خداوند بالا فرستد (و پیشکش آستان او کند)، خدا هم بهترین مصلحت خود را بر او فرو می فرستد.
امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
خداوند متعال بندگان را نیافرید، مگر آنکه او را بشناسند. پس هرگاه خدا را بشناسند، او را عبادت می کنند.
امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
حق با ما اهل بیت است و کناره گیرى عده اى از ما هرگز سبب وحشتمان نمى شود؛ چرا که ما دست پرورده هاى پروردگاریم، و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما هستند.
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
کسی که بدون «بصیرت» عمل می کند، همچون زنده ای است که در بیراهه می رود؛ پس هر چه سریع تر رود، از مقصد دورتر می شود.
امام علی (علیه السلام) فرمودند:
خردمندترین مردم کسی است که به عواقب و فرجام کار بیشتر بنگرد.
حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند:
خداوند صله رحم و پیوند و نیکی به خویشاوندان را سبب طول عمر و مایه ی رشد تعداد آنان قرار داد.
امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند:
مؤمن از دعای خویش یکی از سه بهره را دارد: یا برایش ذخیره می شود، یا برایش مستجاب می گردد، یا بلایی که مقدر بوده به او برسد، از او دفع می شود.
امام حسن علیه السلام فرمودند:
عجب دارم از آنها که به غذاى جسم خود مى اندیشند; امّا به غذاى روح خود نمى اندیشند، خوراک ناراحت کننده از شکم دور مى دارند; امّا قلب خود را با مطالب هلاکت زا آکنده مى کنند.
خداوند عزّ و جلّ فرمود:
اى موسى! آنچه که به خاطر من و خالصانه انجام شود، اندکِ آن هم بسیار است. و آنچه به خاطر غیر من انجام گیرد، بسیارِ آن هم اندک و ناچیز است.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
عالمی که مردم از علم او بهره بگیرند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.
امام باقر علیه السلام به میسّر فرمودند:
ای میسّر(1)، آیا شیعیانمان را به تو معرّفی کنم؟ میسّر گفت: فدایت شوم بفرمایید. حضرت فرمودند: آنها دژی محکم و سینه‌های امانتدار و صاحبان عقلی وزین و متین هستند، شایعه پراکنی نمی‌کنند و اَسرار را فاش نمی‌کنند و آدمی خشک و خشن و ریاکار هم نیستند، راهبان شب و شب‌زنده‌داران و شیران روزند.
امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
همانا، من، امان و مایه ى ایمنى براى اهل زمینم؛ همان گونه که ستاره ها، سبب ایمنى اهل آسمان اند.
امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
اوصیا کسانى هستند که خداوند متعال، دینش را با آنان زنده مى کند، و نورش را با آنان کاملاً مى گسترد و سیطره مى دهد. خداوند میان آنان و برادران و عموزادگان و دیگر خویشاوندانشان تفاوت آشکارى گذاشته است که به سبب آن، حجّت از غیر حجّت، و امام از مأموم، شناخته مى شود. آن تفاوت آشکار این است که آنان را از گناهان محفوظ و مصون داشته، از عیوب مبرّا کرده، از پلیدى پاک گردانیده، از اشتباه منزهشان داشته، آنان را خزانه داران علم و حکمت و پرده داران سرّ خود قرار داده و آنان را با دلیل ها تأیید کرده است. اگر این گونه نبود، همه ى مردم با هم یکسان بودند و هر کس مى توانست ادعاى امامت کند که در این حال، حقّ از باطل و عالم از جاهل، تشخیص داده نمى شد.
امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
آیا ندیدید که چگونه خداوند براى شما، ملجأهایى قرار داد که به آنان پناه برید، و عَلَم هایى قرار داد تا با آنان هدایت شوید، از زمان حضرت آدم(علیه السلام) تا کنون.
امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
علم ما اهل بیت(علیهم السلام) بر سه نوع است: علم به گذشته و آینده و حادث. علم گذشته، تفسیر است؛
علم آینده، موقوف است و علم حادث، انداختن در قلوب، و زمزمه در گوش هاست. این بخش، بهترین علم ماست و بعد از پیامبر ما، رسول دیگرى نخواهد بود.
امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
زمین، هیچ گاه، از حجّت خالى نخواهد بود؛ چه آن حجّت ظاهر باشد و چه پنهان.

امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
دل هاى ما ظروفى براى خواست خداوند است. اگر خدا چیزى را اراده کند و بخواهد، ما نیز اراده کرده، خواهیم خواست.

خداوند متعال مى فرماید: و شما نمى خواهید مگر این که خداوند بخواهد.

علی فتحی بازدید : 137 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()
علی فتحی بازدید : 110 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()
امام مهدی (عج) در قرآن کریم

 






 

سخنران: آیت الله محمد هادی معرفت

مقدمه

بحث از ظهور پربرکت حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، با استناد به آیات قرآنی، به مقدمه ای کوتاه نیاز دارد.
اگر ما خواسته باشیم این مسأله را از صریح آیات به دست آوریم، شاید خواسته ای بی مورد باشد. اساساً پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از روز اول این تذکر را به عامه ی مسلمانان داد و فرمود: قرآن دارای ظهر است و بطن؛
ما فی القُرآنِ آیةٌ إلا وَلَها و ظهْرٌ و بطنٌ(1).
این حدیث از متواترات است، یعنی کتب حدیثی اهل سنت و شیعه اتفاق دارند این حدیث از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) صادر شده است.
سِرّ مطلب این است که قرآن کریم دارای دو جهت است که باید مورد عنایت قرار گیرد.

جهت اول

اول این که آیات و سوره های قرآن در مناسبت های مختلف و به عنوان علاج حادثه یا واقعه ای نازل شده است. این موجب می شود دلالت آیه نوعی وابستگی پیدا بکند با آن شأن نزول. اگر این طور شد، دلالت همیشگی قرآن که پیامی جاودانی باشد، مقداری زیر سؤال می رود. لذا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: عنایت شما فقط به این اسباب نزول نباشد. در پس پرده یک معنای عامی وجود دارد که جنبه ی شمولی دارد و برای همیشه است. لذا ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) سؤال می کند این که پیغمبراکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده است: «ما فی القُرآنِ آیةٌ إلا وَلَها ظهْرٌ و بَطْنٌ»(2). یعنی چه؟ امام (علیه السلام) می فرماید: « ظهْرهُ تنزیلُهُ و بطْنُهُ تأویلهُ»(3)؛ یعنی ظاهر قرآن و ظهر قرآن همان دلالتی است که با رعایت و عنایت به شأن نزول ها روشن می شود که تقریباً می توان نوعی مقطعی بودن و محدودیت از آن فهمید؛ ولی قرآن به این اکتفا نکرده است.

جهت دوم

قرآن جهت و جنبه ی دوم هم دارد که جنبه ی جاوید است. جاوید بودن قرآن به ظهر آن نیست آنچه بقای قرآن را ضمانت کرده است تا پیامی همیشگی باشد، بطن قرآن است.

بطن قرآن چیست؟

درباره ی بطن بحث های بسیار شده است که مقصود از بطن چیست؟ بطن معنایش خیلی ساده است؛ یعنی این طور نیست که نتوان به آن پی برد. بطن آیات در اختیار ائمه (علیهم السلام) است و آن ها از بطن آیات آگاهی دارند؛ اما راه رسیدن به آن را به ما یاد داده اند. بطن آیات قرآن آن مفاهیمی است که جنبه ی شمولی داشته و از قیودی که آیه را فراگرفته جدا شده باشد.

ضابطه ی تفسیر و تأویل

همان گونه که تفسیر ضابطه دارد، تأویل هم ضابطه دارد. ضابطه این است که آن خصوصیات و ویژگی هایی که آیه را فراگرفته طبق قانون «سبر و تقسیم» از آیه جدا کنیم؛ سپس آنچه از دلالت آیه به دست آمد، آن بطن آیه است؛ مثلاً در آیه ی «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ‌»(4)؛ مخاطب آیه مشرکین است و مورد سؤال مسأله ی نبوت. آیا بشر می تواند پیغمبر بشود یا نه؟ کسانی که باید از آن ها سؤال بشود علمای اهل کتاب به ویژه یهود هستند که در یثرب و حجاز ساکن بودند.
عرب ها بسیاری از مسائل مربوط به معارف را از این ها سؤال می کردند و عقیده داشتند این ها دانشمندند.
آیه، بنابراین عقیده ی مشرکین، می گوید که پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بشر و از جنس شماست. اگر در پیامبری او تردید دارید، از یهود و از اهل کتاب بپرسید که پیغمبران آن ها چه کسانی هستند و بودند. آن ها به شما خواهند گفت: این ظاهر آیه است. پس آیه برحسب ظهر به مشرکین و مسأله ی نبوت و رجوع مشرکین به اهل کتاب مقید می شود.
اما ما طبق قانون«سبر و تقسیم»ویژگی های آیه را بررسی می کنیم تا مشخص شود کدام یک از این ویژگی ها در هدف آیه دخالت دارد و کدام یک ندارد. آن هایی که دخالت ندارند حذفشان می کنیم؛ برای مثال آیا خطاب به مشرکین خصوصیتی دارد؛ یعنی مشرک بودن در مخاطب بودن به این آیه خصوصیتی دارد؟ قطعاً ندارد، چرا؟ چون آنچه موجب شده آیه به مشرکین این سخن را بگوید جهل آن ها است نه شرک آن ها. پس مشرک بودن در هدف آیه دخالت ندارد و آنچه دخالت دارد جهل آن ها است.

مسأله نبوت

مورد سؤال در آیه، مسأله نبوت است. آیا بشر می تواند پیامبر باشد یا نه؟ آیا این مسأله در مدلول آیه خصوصیتی دارد یا این که در مورد شک در هر مسأله ای از معارف دینی است چه معارف چه فروع احکام و چه مسائل مربوط به شؤون دین؟(مسأله ی نبوت یا غیر آن)،‌ پس خصوص مسأله شک در مسأله ی نبوت هیچ خصوصیتی در هدف آیه ندارد و لغو می شود.
بعد کسانی که باید از آن ها سؤال بشود، چه کسانی بودند؟ اهل کتاب و یهود بودند. آیا سؤال از یهودیان و اهل کتاب خصوصیتی دارد و در هدف آیه مهم است یا دانا بودن نسبت به مشرکین نادان مدنظر است؟
نتیجتاً به دست می آید که دانا بودن آن ها مدخلیت در هدف آیه دارد نه اهل کتاب یا یهودی بودن.
پس وقتی این ویژگی ها را بررسی کردیم و این موارد را کنار گذاشتیم، بطن آیه به دست می آید.
بطن آیه چیست؟ بطن آیه این است: آن که به مسائل دینی فروعاً و اصولاً جاهل است، باید به دانایان رجوع کند. پس استخراج بطن آیه مشکل نیست. راه دارد. لذا امروزه اگر از دلیل جواز تقلید عامی از مجتهد پرسش شود، همین آیه را می خوانند:
«...فسئَلوا اهلَ الذِّکرِ إن کنتم لا تعلَمون»(5).

ایراد و جواب

این که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ما اهل ذکر هستیم؛ یعنی اساساً آنچه هدف آیه است رجوع به عالم است، ما سرآمد علما هستیم و باید همه ی جهال به ما رجوع کنند. این که تفسیر صافی می گوید، طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) این آیه اصلاً خطاب به مشرکین نیست و خطاب به مسلمین است، درست نیست. یکی از اشکالاتی که به تفسیر صافی وارد است، همین است که مسأله ی تأویل و بطن با مسأله ی تنزیل و تفسیر خلط شده است.
امام صادق (علیه السلام) در این زمینه بطن آیه را می گوید. اساساً پیغمبراکرم (صلی الله علیه و آله) از ابتدا اشاره فرموده است که آنچه بقای قرآن و شمولی بودن و جاوید بودن آن را ضمانت می کند، جنبه ی بطن آن است؛ یعنی همان مفاهیم کلی که قابل تطبیق در هر زمان و هر مکان است؛ و فقط به شأن نزول ها که آیه را وابسته می کند، اعتبار نیست.

بررسی آیات ظهور

با این مقدمه، به بررسی آیاتی که دلالت بر ظهور منجی عالم حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد می پردازیم.

آیه اول

«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ‌*وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ...»(6)
این آیه درباره ی بنی اسرائیل و در قصه ی حضرت موسی (علیه السلام) و فرعون است. پس این آیه، از لحاظ تنزیل و از لحاظ ظهر، به داستان بنی اسرائیل در زمان حضرت موسی (علیه السلام) و فرعون مربوط است.

یک اصل

اما در این آیه یک اصلی مطرح شده است و آن این که اراده ی ازلی الاهی بر این تعلق گرفته که مستکبرین ریشه کن شوند و مستضعفین و عبادالله الصالحین وارثین ارض و حاکمین در زمین باشند؛ آن هم در پهنای زمین. آیه این اصل را مطرح می کند.
پس محتوا و مفهوم عام آیه به خصوصِ زمان حضرت موسی (علیه السلام) و بنی اسرائیل مربوط نیست. آنچه در آن زمان تحقق یافت، گوشه و جلوه ای از این اراده ی ازلی الاهی بود که باید مستضعفین بر مستکبرین پیروز گردند و مستضعفین وارث زمین گردند. اما آیا آن اراده ی ازلی به طور کامل تحقق یافت؟ نه.
این جا خداوند به طور حتم فرموده است «نُریدُ» این اراده باید تحقق پیدا کند. در زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و همچنین در فتراتی از زمان که از جمله عصر حاضر گوشه و نموداری از اراده ازلی الاهی تحقق یافت؛ اما این وعده ی الاهی حتماً باید به طور شمول محقق شود و همه ی جهان را فراگیرد. قطعاً این اراده باید تحقق پیدا کند و این اراده جز با ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امکان پذیر نیست.
در حدیث مفضل بن عمر می گوید:
سمعت اباعبدالله (علیه السلام) یقول إنّ رسولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) نظرَ إلی عَلیٍّ و الحسنِ و الحسینِ (علیهم السلام) و بَکی و قالَ انتمُ المُستَضعَفونَ‌ بعدی قالَ المُفَضّلُ قُلتُ ما معنی ذلک؟ قالَ (علیه السلام): معْناهُ أنّکم الائمةُ بعدی. إنّ اللهَ عزّوجلّ یقول «و نُریدُ انْ نَمُنَّ علی الذین استُضْعِفوا فی الارضِ و نجعَلهُمْ ائمةً و نجْعَلهم الوارثین»(7). قال (علیه السلام): و هذه الآیةُ جاریةٌ فینا إلی یوم القیامة.(8)
این اراده ی ازلی حق تعالی همیشه جریان دارد یعنی گهگاه نمود پیدا می کند تا تحقق نهایی.
حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید:
لتعْطِفَنَّ الدنیا علینا بعدَ شِماسِها عَطفَ الضَّروس عَلی وَلَدِها...(9)
یعنی: این دنیا که امروزه از ما روگردان است روزی به ما روخواهد آورد همانند ناقه ای که به فرزندش از روی علاقه، روی می آورد.
آن وقت حضرت این آیه را تلاوت فرمود:
«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ‌ »(10)
ابن ابی الحدید در شرح این خطبه می گوید:
و الامامیةُ تَزْعمُ انَّ ذلکَ وَعد منه بالامامِ الغائبِ الذی یَملِک الارضَ فی آخِرِ الزمانِ و اصحابُنا یقولونَ إنّه وعدٌ بإمامٍ یَملک الارضَ و یَستَولی عَلَی الممالِکِ.(11)
ببینید تا این جا بین ما و علمای اهل سنت فرقی نیست در این که این آیه حتماً به دست یکی از فرزندان حضرت زهرا (علیها السلام) تحقق خواهد یافت و به طور شمولی بر تمام زمین مستولی خواهد شد و همه ی مستکبران را نابود خواهد کرد و صالحین وارث زمین خواهند گردید.
ابن ابی الحدید می گوید ما هم قبول داریم شیعه هم قبول دارد. با این تفاوت که اهل سنت می گوید ضرورت ندارد که آن امام فعلاً حیات داشته باشد بلکه به وقت خودش متولد خواهد شد و این کار را انجام خواهد داد:
... لا یلزَم أنْ یکونَ موجوداً بل یَکفی فی صحّةِ هذا الکلام أن یُخلق فی آخرِ الوقت...(12)
پس ما با برادران اهل سنت در اصل ظهور مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اختلاف نداریم و این که از وُلد امام حسین (علیه السلام) است، این هم اتفاق نظر است.

تفاوت دیدگاه

نقطه ی فارق بین ما و اهل سنت این است که شیعه یک فلسفه ای دارد و آن فلسفه، وجود واسطه در فیض است. شیعه عقیده اش این است که پیوسته بایستی حجت حق به طور حیّ و زنده در روی زمین باشد تا واسطه ی برکات و فیوضات الاهی برای همه ی جهانیان باشد. این اصل، پایه ی مکتب تشیع را تشکیل می دهد.
امام حسین (علیه السلام) هفت زیارت مطلقه و هفت زیارت مخصوصه دارد. زیارت مطلقه ی اول اصح سنداً است؛ چون از ابن قولویه و سند آن بسیار معتبر است و علامه ی امینی مقید بود هر وقت به کربلا مشرف می شد، همین زیارت را بخواند. ما می دانیم تمام ادعیه و زیارات مکتب سیّار است؛ یعنی دانشگاهی است که همیشه شیعه در این دانشگاه تربیت می شود.
اصول معارف، عقاید و زیربنای عقیده اسلامی ناب در همین زیارات و ادعیه به شیعه تعلیم می شود. این ها به صورت زیارت و به صورت دعا است، اما فی الواقع درس و تربیت است. در این زیارت این جمله را وقتی که جلوی ضریح امام حسین (علیه السلام) می ایستیم می خوانیم:
...اِرادةُ الرَّبّ فی مَقادیر اُمورهِ تَهبِطُ الیکم و تَصدرُ من بیوتِکم...(13)
یعنی یگانه واسطه ی فیض به طور مطلق و فراگیر شما هستید.
آیا شما که مقابل ضریح امام حسین (علیه السلام) این جمله را می گویید، توجه دارید؟ این درسی است از عقاید شیعیان.
یا در زیارت رجبیه می خوانیم:
... اَنا سائِلُکم و آمِلُکم فیما إلیکمُ التّفویضُ و علیکمُ التعویضُ...(14)
این مطالب را ما در مقابل ضرایح ائمه (علیهم السلام) عرض می کنیم. معنایش این است که ما عقیده ی خودمان را اظهار می داریم. این عقیده ی شیعه است. بنابراین اصل و مبنای شیعه، وجود حجت ضرورت دارد. مبنای تشیع ضرورت وجود حجت به عنوان واسطه در فیض است.

آیه ی دوم

آیه ی دیگری که در این زمینه است می فرماید:
«وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ‌»(15)
زبور همین مزامیز داوود (علیه السلام) است که هم نسخه ی عربی و هم نسخه ی فارسی اش که چاپ لندن است، موجود است و بنده آن را دارم. همین عبارتی را که قرآن کریم می فرماید: «و لقد کتبنا فی الزبور»(16) در زبور فعلی هست. این آیه می فرماید ما در زبور داوود (علیه السلام) این مطلب را نوشتیم. این مثل همان آیه ی قبلی است؛ یعنی یکی از اساسی ترین مسائلی است که اراده ی ازلی حق به آن تعلق گرفته است که «ان الارض یرثها»(17) این یرثها جنبه ی شمولی دارد؛ یعنی به طور فراگیر حاکمان زمین عباد صالحین خواهند بود. خوب این در چه زمانی تحقق یافته. آیا این وعده الاهی تنها وعده است؟ یا قطعیت دارد و باید تحقق پیدا کند. حالا من عبارت فارسی که در زبور است، می خوانم عربی آن را هم نوشته ام.
آیه ی شریفه می فرماید: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعدالذکر»(18)؛ یعنی اول یکسری موعظه کردیم. بعد از آن، این مطلب را مطرح کردیم: «ان الارض یرثها عبادی الصالحون»(19). در مزامیر داوود (علیه السلام) مزمور 37(فصل 37)چنین آمده است:
نزد خداوند ساکت شو و منتظر او باش و در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانی سلامتی متلذذ.

آیه سوم

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً...»(20)
این آیه هم اشاره به همین جهت دارد.
درباره ی حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) و این که در آخرالزمان رجوع می کند، این آیه می فرماید:
«وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ‌- وَ قَالُوا أَ آلِهَتُنَا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلاَّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ‌-إِنْ هُوَ إِلاَّ عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَیْهِ وَ جَعَلْنَاهُ مَثَلاً لِبَنِی إِسْرَائِیلَ‌-وَ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْکُمْ مَلاَئِکَةً فِی الْأَرْضِ یَخْلُفُونَ‌-وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلاَ تَمْتَرُنَّ بِهَا وَ اتَّبِعُونِ هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ‌»(21)
ابن حجر هیثمی در کتاب صواعق المُحرقه- این کتاب رد بر شیعه نوشته شده «فی الرد علی اهل البدع و الزندقه»- درباره ی دوازده امام (علیهم السلام) عالی نوشته مخصوصاً درباره ی حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به تفصیل سخن رانده است او می گوید:
قال مقاتلُ بن سلیمان و مَنْ تَبعَهُ من المفسرین إنّ هذه الایة نزلتْ فی المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
باز همین ابن حجر می گوید:
و سَتَأتی الاحادیثُ المصرَّحةُ بِأنه من اهل بیتِ النبوی (علیهم السلام) ففی الآیة دلالةٌ علی البَرَکةِ فی نسلِ فاطمَة و علیٍّ (علیهما السلام) و أن اللهَ لَیُخرِجُ منهما سفیراً طیباً و اَن یَجْعَلَ نسلهما مفاتیحَ الحکمة و معادنَ الرحمةِ و سِرُّ ذلکَ أنّه أعاذَها و ذریّتَها من الشیطان الرجیم و دَعا لعلیٍّ بمثلِ ذلک(22).
بعد این روایت را نقل می کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): کیفَ أنتمْ إذا أُنزلَ أبنُ مریمَ و إمامُکُم منکم(23).
حضرت عیسی (علیه السلام) نزول پیدا می کند ولی امام از خود شما است.
و قوله تعالی: «و إنَّهُ لعلمٌ للّساعَة...»(24) ای من علائم الساعةِ حیث نزولُهُ فی آخِرِالزمان(25).
در این زمینه، در حدیث دیگری از ترمذی در جامعش (جلد چهار صفحه ی 501) و ابوداوود در سنن (جلد چهار صفحه 106) آمده است:
لا یَزالُ هذا الدِّینُ قائِماً (عزیزاً) حتی یکونَ أثنا عشرَ خلیفةً کلُّهم من قُریشٍ(26).
این احادیث در صحیح مسلم هم هست و احمد و دیگران هم دارند.
حدیث دیگری از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:
یا علیُّ إنَّ بنا ختَمَ اللهُ الدّینَ کما بِنا فتحَهُ...(27)
شیخ عبدالوهاب شعرانی عارف معروف از عرفای برجسته ی جهان تسنن است. او کسی است که در کتاب یواقیت و جواهر و دیگر کتبش تمام آرای شیخ اکبر، شیخ محی الدین ابن عربی را مطرح کرده است. او در یواقیت و جواهر (جلد دوم صفحه 143) می گوید:
إنَّ المهدیَّ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) من أولاد الامام الحسن العسکری (علیه السلام) و مَولدُهُ لیلة النصف من شعبان سَنة خَمس و خَمسین و مِأتَین و هو باقٍ إلی أن یَجتَمع بعیسی بن مریم فیکون عُمرِه إلی وقْتِنا هذا سبع مأةٍ وَ سِت(28).
شعرانی که در سال 958 می زیسته است، بعد می گوید:
و عبارةُ شیخ محی الدین من الفتوحات [باب 366 فتوحات]: أنه لابد مِن خروج المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و لکن لا یخرُج حتی تمتَلأ الارضُ ظلما و جوراً فَیملأها قِسطاً و عدلاً و لو لم یَکن من الدنیا إلاّ یومٌ واحد لطول اللهَ تعالی ذلک الیومَ حتی یَلی ذِلک الخَلیفة من عِترةِ رسول الله (صلی الله علیه و آله) منْ ولدِ فاطمه (علیها السلام) جَدُّه الحُسَین بن عَلی بن اَبیطالب و والِده الحَسَن العَسکَری ابن الاِمام عَلی النَّقی ابنُ الأمام مُحمَّد التقی ابن الامام علی الرِّضا ابن الامام موسی الکاظم ابن الامام جَعفرالصّادق ابن الأمام مُحمَّد الباقر ابن الامام عَلی زَین العابِدین ابن الامام الحُسَین ابن امام عَلیّ بن ابی طالب (علیهم السلام) یُواطیء إسمُه اِسْم رسول الله (صلی الله علیه و آله) یُبایعُهُ المسلمون بین الرُّکن و المقام.(29)

نکته ی جالب

ابن عربی مطلبی دارد که خیلی عجیب و ارزشمند است. ایشان می گوید ما عصمت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به روایات متواتره از پیغمبراکرم (صلی الله علیه و آله) اثبات می کنیم؛ چون پیغمبراکرم (صلی الله علیه و آله) درباره اش فرموده است که خطا نمی کند، سهو نمی کند؛ ولی عصمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را با دلیل عقلی ثابت می کنیم. می گوید عصمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) با دلیل عقلی ثابت می شود، ولی اثبات عصمت امام منتظر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به فرمایش پیغمبراکرم (صلی الله علیه و آله) است. این را من خودم در فتوحات دیدم. آن وقت این نکته را برای شما می گویم چون شما همه محقق هستید، متوجه این نکته بشوید. در ادامه شعرانی می گوید:
این مطالبی را که از فتوحات نقل می کنم از نسخه قونیه یکی از شهرهای ترکیه ی فعلی است؛ زیرا نسخه ی مصری مجسوس فیها است.
شیخ عبدالوهاب شعرانی می گوید، نسخه مصری مجسوس فیها است؛ یعنی اعتباری به آن نیست. متأسفانه این چاپی که الان در دست است، نسخه ی مصری است. قطعاً نسخه قونیه در کتابخانه های ترکیه وجود دارد؛ و این شهادتی است از بزرگ ترین شخصیتی که شارح کلام شیخ محی الدین است که در کلمات شیخ دست برده اند.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پی نوشت ها :

1.مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج92، ص 94.(در قرآن آیه ای نیست جز آن که برای آن ظهر و بطنی است)- محمدی ری شهری، محمد: میزان الحکمة: (مَا انزلَ الله آیةً إلا لها ظهْرٌ و بطْنٌ...)چاپ اول، دارالحدیث، ج3، حدیث شماره 16570.
2.مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج92، ص 94.
3.همان.(منظور از «ظهر» تنزیل آن آیه و منظور از «بطن» تأویل آن است).
4.نحل(16): 43.(و پیش از تو، جز مردمانی که به آن ها وحی کردیم، نفرستادیم. اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید [تا تعجب نکنید از این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از میان همین مردمان برانگیخته شده است]).
5.نحل(16): 43.(... اگر نمی دانید، از آگاهان بپرسید [تا تعجب نکنید از اینکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از میان همین مردمان برانگیخته شده است.])
6.قصص(28): 5-6.(ما می خواستیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم... .)
7.سوره ی قصص(28)، آیه ی 5.
8.ری شهری، محمد: میزان الحکمه، ج2، ح1042(از حضرت امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نظری به سوی علی و حسن و حسین (علیهم السلام) افکند و گریست و [سپس] فرمود: شما مستضعفان پس از من هستید. مُفَضّل از امام صادق (علیه السلام) پرسید: معنای این سخن چیست؟ امام (علیه السلام) فرمود: معنایش آن است که شما امامان پس از من هستید؛ [زیرا] خداوند عزّوجلّ فرموده است:«... و نرید...» [بعد] ادامه داد: این آیه تا روز قیامت درباره ی ما جاری است و مصداق دارد.)
9. عبده، محمد: نهج البلاغه، دارالمعرفة، بیروت، کلمات قصار شماره ی 209.
10.قصص(28): 5-6.
11.(و امامیه گمان می کنند که این آیه وعده ای از جانب خدا درباره امام غایبی است که در آخر زمان به زمین حکم می راند، و اصحاب ما (اهل تسنن) می گویند: این وعده ای است به امامی که بر زمین حکم می کند و بر کشورها مستولی می شود).
12. ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه(...لزومی ندارد که امام در حال حاضر موجود باشد، بلکه در صحیح بودن این کلام همین کفایت می کند که در آخر وقت متولد شود...)
13.کلینی، الکافی،ج4، ص 557.(... اراده ی خداوندی در جریان مقادیر امور به سوی شما فرود می آید و از منازل شما صادر می شود...)
14.قمی، شیخ عباس: کلیات مفاتیح الجنان، ص 257، زیارت رجبیه:(... من از شما می خواهم و به شما امید بسته ام در آنچه به شما تفویض شده و بر شماست عوض دادن...)؛ صدوق: من لا یحضره الفقیه، ج2، ص 596.
15.انبیا(21): 105.(در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.»)
16-19.همان.
20.نور(24): 55.(خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می کند،[ آن چنان] که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت...)
21.زخرف(43): 57-61.(و هنگامی که درباره ی فرزند مریم مَثلی زده شد: ناگهان قوم تو به خاطر آن داد و فریاد راه انداختند و گفتند: «آیا خدایان ما بهترند یا او[مسیح]؟! [اگر معبودان ما در دوزخند، مسیح نیز در دوزخ است، چرا که معبود واقع شده] ولی آن ها این مثل را جز از طریق جدال [و لجاج] برای تو نزدند؛ آنان گروهی کینه توز و پرخاشگرند. مسیح فقط بنده ای بود که ما نعمت به او بخشیدیم و او را نمونه و الگویی برای بنی اسرائیل قرار دادیم. و هرگاه بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می دهیم که جانشین(شما) گردند. و او [مسیح] سبب آگاهی بر روز قیامت است.[ زیرا نزول عیسی (علیه السلام) گواه نزدیکی رستاخیز است] هرگز در آن تردید نکنید، و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است.)
22.به زودی احادیثی که تصریح دارند او از خاندان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است خواهد آمد. در آیه دلالتی بر برکت در نسل فاطمه و علی (علیهما السلام) است و این که خداوند از آن دو سفیر (واسطه ی) نیک سرشتی را پدید آورد و نسل شان را کلیدهای حکمت و معادن رحمت قرار دهد. راز این مسأله آن است که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) فاطمه (علیها السلام) و نسلش را از شیطان رانده شده حفظ کرد و برای علی (علیه السلام) نیز چنین دعایی فرمود.
23.هیثمی، ابن حجر: صواعق المحرقة. (پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: چگونه اید هنگامی که فرزند مریم [حضرت مسیح (علیه السلام)] فرود آید و امامتان از شما باشد).
24.زخرف(43): 61.(سخن خدای تعالی که فرمود:«و همانا آن، نشانه ای برای [فهم] رستاخیز است»...).
25.(سخن گوینده) از نشانه های رستاخیز است؛ چون نزول یا(ظهور) آن حضرت در آخر زمان است.
26.مجلسی، محمدباقر: بحارالانوار، ج36،ص 365.(تا با شما دوازده خلیفه که تمامشان از قریشند، باشند پیوسته این دین[اسلام] بر پا (عزیز) خواهد بود).
27.ری شهری، محمد: میزان الحکمه، ج1، ص 244.(یا علی! چنان که خدا با ما آغاز کرده است، با ما ختم خواهد کرد).
28.همانا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندان امام حسن عسکری (علیه السلام) است که در نیمه شعبان سال 255ه.ق. متولد شد و او باقی خواهد بود تا آن که عیسی (علیه السلام) پسر مریم (علیها السلام) بدو پیوندد، بنابراین عمرش در حال حاضر [وقت نوشتن کتاب] 706 سال است.
29.عبارت شیخ محی الدین در فتوحات، باب 366 چنین است: لا جَرم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد کرد، لیکن پس از آن که زمین از ظلم و جور پر شود که آن حضرت آن را از عدل و داد پر خواهد کرد و اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خدای تعالی آن یک روز را چنان طولانی کند تا آن که این خلیفه از خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از فرزندان فاطمه (علیها السلام) که جدش حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام) و پدرش حسن عسکری (علیه السلام) فرزند امام علی النقی (علیه السلام) فرزند امام محمدتقی (علیه السلام) فرزند امام علی الرضا (علیه السلام) فرزند امام موسی کاظم (علیه السلام) فرزند امام جعفر صادق (علیه السلام) فرزند امام باقر (علیه السلام) فرزند امام زین العابدین (علیه السلام) فرزند امام حسین (علیه السلام) فرزند امام علی بن ابی طالب (علیه السلام) ولایت مردم را به دست گیرد. او هم اسم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که مسلمانان میان رکن و مقام [ابراهیم] با او بیعت می کنند.

منبع مقاله :
امینی، ابراهیم... [و دیگران]،‌ (1381) قم: مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم)، چاپ چهارم

 

علی فتحی بازدید : 151 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()
 کابالا در سينما

 

مؤلف: جواد امين خندقي




 

« عرفان يهود » در زبان فارسي « آيين قباله »، « آيين قبالا » و « آيين کابالا » هم گفته مي شود. اين آيين داراي مضمون شناسي در دو باب يزدان شناسي و آفرينش شناسي است. (1) کابالا پس از پديد آمدن عقيده به معناي مستور عهد عتيق به شکل نوعي افکار عجيب و خيالات غريب در فلسفه و کلام يهود پديد آمد. جماعتي پيدا شدند و گفتند که اعداد و حروف، معاني عرفاني مخفي دارند و کتاب هايي به نام « قباله » در پي کشف حکمت مرموز در پرده ي اعداد و حروف کتب مقدس برآمدند و اسراري را به زعم خود کشف و براساس بازي با کلمات و اعداد، سلسله اي از مطالب و معاني را بيان کردند. مسائل غامض مافوق طبيعي را با اين روش تحليل کردند و براساس آن وجود خدا را ناشي از نوري دانستند که از مرکز الهي « مشيت » منبعث مي شود. انسان در اين تحليل، عالم صغيري است که تمام کمالات عالم کبير را به صورت خرد دارد و براي رسيدن قواي عظيم و شناخت مسيحا بايد از کلمات، حروف و اعداد استفاده کند. اين نگرش باعث به وجود آمدن خرافات و اسباب زحمت اهل ايمان شد. (2)

کابالا در سينما


اين آيين در برخي فيلم ها نمود پيدا کرده و مطرح شده است. فيلم « اواتار » (3) برشي از آينده ي جهان را نشان مي دهد که انسان ها براي دست يابي به منابع جديد انرژي به سياره اي به نام « پاندورا » رفته اند. در آن جا موجوداتي آبي رنگ شبيه انسان و حيوان زندگي مي کنند. محل اصلي زندگي اين موجودات درختي مقدس است که حيات تمام کره ي پاندورا و موجوداتش به وي وابسته است و از طريق آن روح مردگان به آرامش مي رسد. اين درخت، چيزي شبيه مقوله ي « درخت زندگي » يا « سفيروت » در کابالا است. در برخي پايگاه هاي اينترنتي به نقل از يکي از منتقدان داخلي، (4) کاباليست شدن « جيمز کامرون » (5) کارگردان اين فيلم بيان شده است که مي تواند دليلي براي وجود اين نگرش در فيلم باشد.

کابالا در سينما


انيميشن « نُه » (6) براساس تعاليم « پاراسلسوس » (7) پزشک و کيمياگر سوئيسي آلماني ساخته شده است. در بخش هايي از فيلم کتاب کيمياگري او، به وضوح نشان داده مي شود و علاوه بر راه حل مشکلات، بنيان داستان براساس نظريات او شکل مي گيرد. در انيميشن، برشي از آينده نشان داده مي شود که تمام انسان ها در جنگ با ماشين ها از بين رفته اند. يک دانشمند براساس تئوري هاي کيمياگري و جادويي، روح خود را در نُه عروسک تقسيم مي کند که هر کدام از آن ها نماد بخشي از حيات انساني هستند و نوع لباس و توانايي هر کدام نشان گر آن است.
پاراسلسوس بيش تر به عنوان طبيبي برجسته شناخته مي شود؛ اما علاوه بر آن، در زمينه ي مسائل ماوراي ماده و ارتباط با ارواح نيز فعاليت هايي داشته است. هم چنين وي يکي از انديشمندان بزرگ کابالا محسوب مي شود و همين جهت زندگي او در اين انيميشن لحاظ شده است.

کابالا در سينما
شخصيت اصلي فيلم « متولد نشده » (8) به طلسمي دچار شده است که هيچ راه حلي براي آن يافت نمي شود سرانجام يکي از خاخام هاي يهودي از طريق آيين کابالا مراسمي ويژه اجرا مي کند و طي آن روح شرير را از بدن او خارج مي سازد.
تنها چيزي که درباره تحليل مضمون اين فيلم ها مي توان گفت اين است که يهود براساس ملاحظات تاريخي و بررسي ظرفيت هاي دروني اساساً عرفان مستقلي ندارد و اگر چيزي به عنوان آيين کابالا مطرح است، در واقع ترکيب و اختلاطي از کيش هاي عرفاني ديگر است. کيش هايي مثل عرفان مسيحيت، يوگا، آيين هاي هندي، تفکر نوافلاطوني، آيين زرتشتي و تصوف اسلامي. (9) بنابراين يهود از داشتن عرفان هم در مقايسه با ديگر اديان و آيين ها بهره اي نبرده است و حرفي براي گفتن ندارد و اين نشانه ي عدم وجود آن در تعاليم يهودي يا کم رنگ بودن آن است. (10)

 

پي‌نوشت‌ها:

1. کاوياني، شيوا، آيين قبالا، ص 15.
2. ناس، جان باير، تاريخ جامع اديان، صص 564 و 565.
3. Avatar
4. مستغاثي، سعيد، نگاهي به فيلم اواتار، وبلاگ مستغاثي دات کام.
5. James Cameron
6. 9
7. Paracelsus
8. The Unborn
9. ر.ک: فعالي، محمدتقي، آفتاب و سايه ها، صص 324 و 325.
10. زرين کوب، عبدالحسين، در قلمرو وجدان، ص 333.

منبع مقاله :
امين خندقي، جواد؛ (1391)، دين و سينما، آموزه هاي اخلاقي و ارزشي؛ بررسي و تحليل بيش از سيصد فيلم؛ قم: ولاء منتظر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، چاپ اول

 

علی فتحی بازدید : 125 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()
علی فتحی بازدید : 121 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()
علی فتحی بازدید : 149 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()

 تحرک زمستوني بچه ها مهم
 

 

نويسنده: دکتر احمد صيادي




 

در فصل سرما، تحرک داشتن به مراتب سخت تر است و به همين دليل والدين بايد کودکان خود را ترغيب به فعاليت بدني بيشتر کنند.
در فصل زمستان به دليل کوتاه بودن روزها و زود تاريک شدن هوا، معمولاً انگيزه افراد براي بيرون رفتن از خانه براي انجام فعاليت هاي فيزيکي مثل ورزش و پياده روي کمتر است.
به گزارش ساي سنترال، راهکارهايي مي تواند به فعال ماندن کودکان در فصل سرما کمک کند. اگر والدين، زمان هاي کاربري کودکان از وسايل الکترونيکي مانند کامپيوتر، تلويزيون، آيپاد، تبلت و ... را محدود کنند، آن ها مجبور به انجام فعاليت هاي ديگري مي شوند. اين راهکار حتي مي تواند به افزايش فعاليت و روابط اجتماعي آنها مانند همکاري با ديگران، ارتباط بيشتر و صحبت با خانواده و اطرافيان کمک کند و موجبات خلاقيت و رشد قدرت تخيل را نيز در آن ها فراهم کند. شما همچنين مي توانيد با انجام بازي هايي که به فعاليت جسمي بيشتري نياز دارند و کودک تان به آن ها علاقه مند است او را از سبک زندگي بي تحرک دور نگه داريد.
اگرچه استفاده زياد از وسايل الکترونيکي توصيه نمي شود اما يکي از سودمندي هاي اين وسايل ويدئوهاي آموزشي است.
از فصل سرد و سرما نترسيد، کودک تان را با لباس مناسب بپوشانيد و بيرون برويد چرا که فعاليت هاي بيرون از خانه، تحرک بيشتر، استفاده از هواي آزاد ونور خورشيد را براي کودک و والدين به همراه دارد. بازي در حياط نيز اين مزيت را دارد و براي سلامت جسمي، رواني و عاطفي کودک مفيد است.

چگونگي کنترل پرخاشگري در کودکان

عصبانيت، يک واکنش طبيعي و کاربردي است اما اگر اين واکنش خارج از کنترل شود بايد به شيوه صحيح، آن را بررسي کرد و در کنترل درآورد.
روان شناسان اطفال به والدين توصيه مي کنند که در صورت مشاهده پرخاشگري در کودکان نبايد از شناسايي دلايل عصبانيت و رويارويي با آن در فرزندشان هراس داشته باشند و بايد هر چه زودتر براي بهبود و کنترل آن اقدام کنند. کمک به کودکان براي مقابله با عصبانيت در آنها، مزاياي بسياري دارد که در کوتاه مدت از استرس کودک و خانواده جلوگيري مي کند و در بلند مدت نيز به آن ها در حل مشکلات شان کمک کرده و راه مقابله با اين واکنش را به آن ها مي آموزد. از اين رو توصيه مي شود که در مواجهه با عصبانيت کودکان نکات زير را در نظر بگيريد:
* کودک تان را به خاطر پرخاشگري اش مورد قضاوت قرار ندهيد.
* به کودک تان براي مقابله با پرخاشگري کمک کنيد. شما با اين روش به کودک تان مي گوييد که مشکل اصلي، عصبانيت است و خود کودک گناهي ندارد.
* شما حتي مي توانيد به عصبانيت آنها يک اسم بدهيد و بگوييد که آن را نقاشي کنند. براي مثال اين پرخاشگري مي تواند عنوان يک آتشفشان را داشته باشد که درنهايت فوران مي کند.
* به ياد داشته باشيد که نحوه برخورد شما با پرخاشگري کودک تان بر واکنش فرزندتان به عصبانيتش تأثير مي گذارد. در واقع برخورد مناسب شما به هر دوي تان کمک مي کند.
* عوامل ايجاد پرخاشگري را شناسايي کنيد.
* با فرزندتان در تشخيص عوامل پرخاشگري همکاري کنيد. با اينکار مي توانيد علائم اوليه افزايش عصبانيت را تشخيص دهيد.
* همچنين در ارتباط با راهکارهايي که هر دو مي توانيد براي مقابله با عصبانيت به کار بريد با يکديگر صحبت کنيد در اين زمينه مي توانيد از فرزندتان بخواهيد در اين موقعيت ها تا 10 بشمارد يا موقعيتي را که او را عصباني مي کند ترک کند.
* اهداف تان را مشخص کنيد.
* به کودک تان بگوييد که در صورت همکاري با همديگر به او پاداش مي دهيد. شما مي توانيد يک صفحه ستاره روي ديوار نصب کنيد و در صورتي که او در هر روز آرام بود يک ستاره به آن اضافه کنيد.
* از کودک تان قدرداني کنيد
* عکس العمل مثبت والدين بسيار مهم است حتي در صورت کم بودن تلاش فرزندتان از او قدرداني کنيد چرا که اين موضوع اعتماد به نفس او را افزايش مي دهد و حس همکاري را در او به وجود مي آورد.
* هر چقدر زمان بيشتري براي تقدير از تلاش کودک تان وقت بگذاريد احتمال تنبيه او کمتر مي شود.

به کودک تان نوشابه انرژي زا ندهيد

متخصصان تغذيه مي گويند هزاران کودک پس از مصرف نوشابه هاي انرژي زا با عوارض جانبي جدي و حتي کشنده اين نوشيدني ها رو به رو مي شوند.
نتايج يک تحقيق جديد نشان مي دهد در فاصله سال هاي 2010 تا 2013 ميلادي بيش از 5000 نفر بر اثر بيماري هاي مرتبط با مصرف نوشيدني هاي انرژي زا به مراکز کنترل مسموميت آمريکا مراجعه کرده و تقريبا نيمي از آنان کودکاني بودند که به نوع نوشيدني مصرفي آگاهي نداشته اند. بررسي هاي انجام شده حاکي از آن است که بسياري از کودکان مصرف کننده اين نوع نوشيدني ها با عوارض جانبي جدي آن همچون تشنج، ضربان نامرتب قلب و بالا رفتن شديد فشار خون رو به رو مي شوند. نوشابه هاي انرژي زا اغلب حاوي مقدار زيادي قند و همچنين کافئين است. در سال 2007 ، دکتر « استيون ليپشولتز » مشاهده کرد تعداد قابل توجهي از کودکان و افراد بزرگسال به دليل مصرف نوشيدني هاي انرژي زا به اورژانس مراجعه مي کنند. وي سپس به جمع آوري اطلاعاتي از مراکز کنترل مسموميت در جهان پرداخت. در سال 2011 متوجه شدند بيماري هاي مرتبط با مصرف نوشيدني هاي انرژي زا افزايش شديدي داشته و با عوارض جانبي همچون مشکلات قلبي، نارسايي کبد، تشنج و حتي مرگ همراه است. همچنين در جديدترين بررسي اين تيم تحقيقاتي آمده است در سال هاي 2010 تا 2013 ميلادي 5156 نفر به مراکز کنترل مسموميت آمريکا مراجعه کرده که 40 درصد آنان کودکان زير 6 سال بودند و به دليل مصرف نوشيدني هاي انرژي زا بيمار شده اند. به گزارش لايوساينس، اين نوشيدني ها حاوي افزودني هاي خاص از قبيل آمينواسيدها و عصاره هاي گياهي هستند که نسبت به نوشيدني هاي حاوي نوع پودري کافئين، مشکلات جدي تري را ايجاد مي کند. همچنين اين عصاره ها حاوي کافئين مازاد هستند در حالي که روي بر چسب محتويات نوشيدني، مقدار دقيق آن ذکر نمي شود.

شوينده ها عامل اصلي مسموميت

مسموميت اتفاقي ناشي از بسته بندي هاي مواد شوينده و ظروف آن ها که گاهي با اسباب بازي يا شکلات اشتباه گرفته مي شوند تعداد قابل توجهي از کودکان را روانه بيمارستان مي کند.
پزشکان آمريکايي با بيان اينکه کما و تشنج از جدي ترين مشکلات ناشي از اين گونه مسموميت هاست، اظهار داشتند: طي دو سال بيش از 700 کودک در اين کشور بر اثر مسموميت ناشي از مواد شوينده روانه بيمارستان شدند. کودکان کمتر از شش سال معمولاً در معرض مسموميت ناشي از مصرف مواد شوينده و بازي با ظروف محتوي آن ها هستند. هر چند برخي از توليدکنندگان اين گونه مواد شيميايي سعي کرده اند در نوع بسته بندي محصولات خود بازنگري کنند تا براي کودکان ايمن تر باشد. در اين بررسي کارشناسان آمريکايي اظهار داشتند: مسموميت و مجروحيت همچون سوختگي دهان، گلو و چشم در اين کودکان رخ داده است. همچنين 30 مورد رفتن به کما و 12 مورد تشنج هم گزارش شده است. قرار گرفتن در معرض محصولات شوينده خانگي جزو عوامل اصلي مسموميت کودکان خردسال است. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، کارشناسان به والدين توصيه مي کنند ظروف حاوي مواد شوينده را از دسترس کودکان دور کنند و اجازه ندهند فرزندشان با اين مواد سروکار داشته باشند.

کمک کنيد کودک تان راحت بخوابد

برخي از کودکان هنگام خواب با ترس و توهماتي روبه رو مي شوند که بر کيفيت خواب آن ها تأثير سوء مي گذارد. اين ترس ها که برخي کودکان از ابراز آن امتناع مي کنند منجر به تشديد اضطراب در آن ها مي شود و خواب راحت را از کودک مي گيرد. يک مقاله جديد راهکارهايي را به والدين پيشنهاد مي کند که بتوانند وقت خواب را براي فرزندشان مناسب و آرام سازند:
* در مورد ترس فرزندتان با او صحبت کنيد و او را مطمئن سازيد که موجودات خيالي در ذهن او واقعي نيستند.
* براي فرزندتان قوت قلب باشيد اما او را متقاعد سازيد که در تخت خود بخوابد و با جايزه دادن، او را به اين کار تشويق کنيد.
* در طول روز حس اعتماد به نفس و ارزشمند بودن را در فرزندتان تقويت کنيد.
* مطمئن شويد که کودک تان در زمان رفتن به رختخواب طبق برنامه عادي هر شب، آرام و شاد است و موضوع نگران کننده و دلهره آوري ذهن او را مشغول نکرده است.

پيشگيري از يک بيماري واگيردار پوستي

کودکان بيشترين مبتلايان به زرد زخم هستند، زرد زخم يک بيماري واگيردار پوستي است و مي تواند در تمام سنين ايجاد شود و در صورت عدم درمان مي تواند خطرناک باشد.
دکتر امير هوشنگ احساني با اشاره به اينکه زرد زخم يک عفونت باکتريايي مسري و شايع پوست است که لايه هاي سطحي پوست را دچار تغيير مي کند، گفت: اين بيماري به صورت تاولي و غير تاولي ايجاد مي شود و اغلب در پوست صورت، بازوها و پا بروز مي کند.
گزش پشه و آب و هواي گرم و مرطوب، از دلايل بروز اين بيماري است و حساس بودن پوست به نور خورشيد به خصوص در فصل تابستان يا مناطق گرمسير و مواد تحريک کننده و شيميايي که در صابون ها و مواد آرايشي وجود دارد، در بروز اين بيماري مؤثر است.
علائم شايع بيماري زرد زخم به صورت پوسته هاي زرد رنگ و همراه با تاول هاي کوچک و متعدد روي پوست نمايان مي شود که اين تاول ها ممکن است احساس خارش زيادي را در بيمار ايجاد کند.
زرد زخم طي 7 تا 10 روز بهبود مي يابد، براي درمان موارد خفيف اين بيماري از پمادهاي ضد عفوني کننده موضعي استفاده مي شود. در موارد شديدتر نياز به مصرف داروهاي آنتي بيوتيک خوراکي است که به بهبود بيماري کمک مي کند.
شستن و تميز نگه داشتن زخم ها به روند بهبود بيماري کمک مي کند، بايد ضايعات با گاز و صابون ضد عفوني کننده شسته شود زيرا تميز نگه داشتن زخم يکي از راهکارهاي مؤثر در بهبودي بيماري است. استفاده از صابون هاي ضد باکتريايي نيز در بهبود روند بيماري مؤثر است.
رعايت بهداشت فردي در جلوگيري از بروز اين بيماري بسيار مؤثر است. اگر فردي با ضايعه هاي پوستي که تاولي شکل است، مواجه شد و تب خفيفي داشت، بايد حتماً به پزشک مراجعه کند تا زودتر بتوان براي بهبودي بيمار دارو تجويز کرد.
منبع مقاله :
نشريه زيبايي سالم، سال هفتم، اول و پانزدهم دي ماه 1393

 

علی فتحی بازدید : 480 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()
مستند افراطی گرایان اروپایی

مستند افراطی گرایان اروپایی
• زمان : 56:10
دانلود مستند افراطی گرایان اروپایی، نژادپرستان نوین در قلب اروپا
مستند «افراط گرایان اروپایی» که از شبکه افق پخش شده است به فعالیت های گروه های افراطی راست در سراسر اروپا به ویژه در فرانسه، انگلستان و آلمان می پردازد.
YEMAYA تهیه کننده و SPALAIKOVITCH ET LAUR کارگردان این مستند تلویزیونی هستند که به زبان فرانسه تهیه شده و دوبله فارسی می توانید از چند رسانه ای راسخون دانلود نمایید.
*پیشنهاد ویژه راسخون*

http://media.rasekhoon.net/004/Farsi/18/Mostanad/Siasi/18_EfratianeOropa_(www.rasekhoon.net).flv

جهت پخش صوت یا فیلم در سایت یا وبلاگ خود کد زیر را copy و در محل مورد نظر خود paste کنید:

علی فتحی بازدید : 119 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()

خدمات فلسفه به جامعه ديني

 

نويسنده: منصور ايمانپور (1)




 


يکي از علومي که در طول تاريخ، در زندگي فردي و اجتماعي انسانها بصورت آشکار يا پنهان. نقش اساسي ايفا کرده، فلسفه است. همه ي ما مي دانيم که فلسفه، محصول قوه ي عاقله آدمي است. هرگاه و هر کجا، پرسش تحيرآميز عقلاني (2) و تأملات و موشکافيهاي روشمند علي مطرح باشند، در همانجا نيز فلسفه حاضر خواهد بود و تفلسف صورت خواهد گرفت. در واقع، فلسفه تبلور بعد حقيقت جوي نهفته در سرشت آدمي است و بهمين علت در قرون مختلف تاريخ، حضوري فعال و تأثيرگذار دارد.
گرچه تعريف هاي مختلفي از فلسفه، با عنايت به موضوع و روش و غايت آن ارائه شده است (3) و مکاتب فلسفي مختلفي در شرق و غرب به وجود آمده است، بنظر مي رسد که وجه مشترک همه ي آنها تبيين عقلاني ( تحليلي ) و برهاني امور و عبور از ظواهر به لايه هاي زيرين حقيقت است. اگرچه همه ي انسانهاي سالم، کم و بيش، از چنين استعداد و ظرفيتي بهره مند هستند. برخي افراد از سطح و درجه ي بالاي چنين امکاني برخوردارند و با پرورش تدريجي آن به مرتبه يي از هوش فلسفي نايل مي شوند که شب و روزشان را با تامل و درنگ فلسفي سپري مي کنند و در پرتو آن، از طريق منش زندگي، شاگردپروري، تأليف و گفتگو، خدمات فکري اساسيي را به جامعه ي انساني تقديم مي نمايند.
هر چند اين سير فکري در طول تاريخ با فراز و نشيبهاي فراواني مواجه گشته است و صاحبان آن با خطرات سهمگيني از سوي ظاهرگرايان و قدرت طلبان و عرفان پيشگان و تجربه گرايان (4)روبرو شده اند و تاوان سنگيني هم در اين راه پرداخته اند ( مثل قتل سقراط و سهروردي و تبعيد و دربدري ابن رشد، اسپينوزا، ابن سينا و ... ) اين چراغ به همت مشتاقان اين طريق، خاموش نگشته و در طول تاريخ، خدمات قابل توجهي به جامعه ي بشري تقديم نموده است. در اين مقاله برخي از اين خدمات به يک جامعه ي ديني به شيوه ي استقرائي مطرح شده و به بحث گذاشته است:

1- فلسفه و تعميق بصيرت افراد

بدون شک، انسان در طول حياتش با امور و پديده هاي مختلفي مواجه مي شود. برخي از اين امور، چنان حياتي و اساسي هستند که با کل حيات آدمي در ارتباطند و هرگونه انتخاب و اتخاذ تصميمي، کل زندگي آدمي را تحت تاثير قرار مي دهد و دفتر سرنوشت او را رقم مي زند. انتخاب نحوه و سبک زندگي و انتخاب دين و مذهب از جمله اين انتخابهاست. از سوي ديگر هر انتخاب مهمي مسبوق به رويکرد فکري انسان و جهان بيني موجود در نظام فکري اوست. جهان بيني افراد و نگرش کلي آنها به ابعاد مختلف زندگي و هستي هم، غالباً با يک نوع تفلسف و خردورزي شکل مي گيرد. بنابراين روحيه و تفکر فلسفي در انتخابهاي افراد نقش کليدي ايفا مي کند.
افزون بر آن، در يک جامعه ي ديني بويژه جامعه ي ديني مسلمانان، متون مقدس ديني وجود دارد که از لحاظ ساختاري داراي ظاهر و باطن و از لحاظ محتوايي واجد آموزه هايي در ساحتهاي مختلف است و چنين نيست که تمام محتواي خود را آشکارا به مخاطب عرضه کند. بنابراين گذر از ظاهر به باطن بويژه در حوزه ي اعتقادات، نيازمند تأملات ويژه و روشمند است و البته خرد و يافته هاي فلسفي در اين ماجرا سهيم و موثر است و در افزايش و روشمند کردن اين تاملات نقش ويژه يي ايفا مي کند.
مضاف بر آن، هر متدين فکوري، علاوه بر کسب بصيرت لازم براي خود در حوزه ي دين خود، درصدد ترويج افکار و آموزه هاي ديني خويش به انسانها و جوامع ديگر و دفاع از آنها در مقابل اشکالات ديگران است. از سوي ديگر، ترويج چنين تعاليمي و دفاع از آنها، نيازمند پشتوانه هاي محکم و استدلالهاي مستحکم در دنياي متنوع و پيچيده امروز است و چنين پشتوانه ها و استدلالهايي نيز با تاملات عقلي و موشکافيهاي فلسفي ممکن و ميسر است. چگونه مي توان در دنياي پر از رويکردها و نظريه ها و در عصر ارتباطات و عقلانيت، از ترويج انديشه هاي الهي و دفاع از آنها سخن گفت، اما از پشتوانه فکري و منطقي بي بهره بود و تنها بر عواطف و احساسات و ساير ساحتهاي وجود آدمي تکيه نمود؟
بخش ممتاز وجود آدمي قوه ي عاقله اوست و ارضا و اقناع اين قوه با ادله ي عقل پسند، بخشي از وظايف فيلسوفان است چرا که هيچ مدعا و تعليم عاري از برهان، به حوزه قوه ي عاقله آدميان راهي ندارد و هرگونه تلاش غيرمنطقي در القاء آن محکوم به شکست است.

2- فلسفه و جريان تحجر

نگاه به تاريخ پر فراز و نشيب جهان اسلام نشان مي دهد که همواره در پس جريان رايج زندگي عموم مردم و هياهوي روزانه ي آنها و صلح و جنگ حاکمان، جريانهايي وجود داشتند که بصورت آشکار يا پنهان، عهده دار تغذيه فکري و عقيدتي خواص و عوام بودند. اين جريانها و نحله هاي فکري فعال در جهان اسلام را ميتوان به جريانهاي ظاهرگرايي ( تحجر)، کلامي، فلسفي و عرفاني تقسيم کرد. خطرناکترين و ويرانگرترين اينها، جريان تحجر و ظاهر گرايي است. اين جريان- که در تاريخ فوق و کلام ما به اهل حديث و اخباريون مشهور است و از مذاهب مختلف هم عضوگيري کرده و مي کند- با هرگونه تعمق و تامل عقلي در آموزه هاي ديني، مخالف است و تنها ظاهر آيات و روايات را حجت قرار مي دهد و با تعصب عجيب و خون آلود، از عقايد خويش دفاع مي کند و خود را حق مطلق و مجسمه ي اسلام اصيل معرفي مي نمايد.
نگاه اجمالي به تاريخ اسلام نشان مي دهد که اين جريان تحت عناوين مختلفي، از صدر اسلام تا به امروز بصورت آشکار يا پنهان در جامعه ي مسلمانان حضور داشته و دارد و جامعه ي مسلمين، ضربه هاي مهلکي از آن خورده است. (5) گرچه اين دسته در گرايش به اين جمودگرايي انگيزه هاي مختلفي داشته و دارند و در کل، بجهت جهل يا خطا يا سوء نيت به اين دام افتاده اند، لکن آنچه در مقام واقع اتفاق افتاده است، ضربه هاي خونين اينها به جامعه ي اسلامي و استفاد سوء دشمنان اسلام از وجود اين جريان است.
نمونه ي بارز اين جريان، خوارج هستند که امام نخستين شيعيان- که معدن حکمت و آيينه يي تمام نماي انسانيت است- بدست آنها شهيد شده است. (6) ورق زدن تاريخ مصيبت بار اين جريان به ويژه در خصوص کشتن يا خانه نشين کردن شخصيتهاي عظيم فکري جهان اسلام، جداً غم انگيز و اشکبار است و هر انسان آزاده را به تأمل و سکوتي حزن انگيز وامي دارد.
بدن شک هرگاه اين جريان در جامعه ي اسلامي قوت مي گرفت و حاکمان سياسي از آن حمايت مي کردند، عقلانيت و آزادانديشي از ان جامعه رخت برمي بست و بجاي آن، خفقان و تظاهر و پسرفت فکري و علمي حاکم و مستقر مي شد، استاد مطهري با عنايت به اين نکته، سقوط معتزله به عنوان جريان عقل گرا و آزادانديش ( براساس منشور نخستينشان ) در قرن چهارم و جانشيني و حاکميت اشاعره بجاي آن را، پيروزي جمود و تقشر بر حريت فکر قلمداد مي کند. (7)
کتاب تاريخ به ما مي آموزد که هرگاه جريان عقلانيت و فضاي آزادانديشي در يک جامعه، حاکم و رايج شده و عالمان و متفکران قدر ديده اند و بر صدر نشسته اند، بازار علم و توليدات علمي و بدنبال آن، پيشرفت علمي نيز رايج و پربار گشته است.
با عنايت به مطالب مجمل فوق ميتوان گفت که يکي از برکات فلسفه در جامعه ي اسلامي، ايستادگي در مقابل جريان خطرناک ياد شده است. فلسفه با تقويت بُعد عقلاني انسان و ترويج مدعيات نظام مند و مبتني بر منطق ( در حوزه ي حکمت نظري ) و ترويج اصول اخلاقي ( در حوزه ي حکمت عملي )، از حاکميت جريان تحجر در جامعه جلوگيري مي کند و يا تا اندازه يي، از قدرت آنها مي کاهد. جامعه يي که فکر و تعقل در آن جاري نباشد در اصل، جامعه يي مرده است و در صورت ديني بودن نيز با طوفانهاي سهمگين ظاهرگرايي دست و پنجه نرم خواهد کرد. فلسفه، محصول قوه ي عاقله ماست و تقويت و ترويج آن در سطوح مختلف و حاکميت آن بر قواي ديگر ( اعم از شهويه و غضبيه)، خدمت به حقيقت انسانيت است. (8)
بنابراين با نگاه به وقايع تاريخي و تقابل ميان فکر فلسفي و جريان تحجر بنظر مي رسد که ميان اين دو جريان، نسبت معکوس وجود دارد؛ هرگاه يکي از اينها، تقويت و رايج مي شود، ديگري ضعيف و کمرنگ مي گردد. پس جامعه و دين و مذهبي که به تعقل بها دهد و دست کم، با تدريس و ترويج يافته هاي فلسفي و تاملات عقلي مخالفتي ننمايد، کمتر با خطرات جريان تحجر مواجه خواهد شد. (9)
وقتي در يک جامعه، خردورزي و منطق و اخلاق حاکم شود و سخنها با محک منطق، و رفتارها با ميزان اخلاق ارزيابي و سنجيده شوند (10)، سخنهاي بي وزن و عملهاي بي مغز، خودبخود مطرود خواهند شد.
نگاه به انديشه هاي بلند و اخلاق و منش فيلسوفان و متکلمان عقل گرايي اسلامي نشان مي دهد که آنها شيفتگان انديشه و مشتاقان گفتگوي سالم و پايبند به منطق و اخلاق و خوشبين به سرنوشت آدميان هستند (11) و اين رويکرد، سرمايه يي عظيم و پشتوانه يي مستحکم و چراغي راهگشا براي ترسيم مسير آينده است.
برخي سوال مي کنند که اگر فلسفه در جامعه ي اسلامي وجود نداشت چه مي شد و کدام مسئله و شکل، لاينحل باقي مي ماند؟ در پاسخ به آنها اين پرسش مطرح مي شود که اگر فلسفه و تاملات عقلي و منطقي در جامعه اسلامي نبود، چه جريان فکري بجاي آن مي نشست و حاکم مي شد؟

3- فلسفه و کمک به تشخيص مسائل اساسي

بي ترديد انسانها در طول حيات خودشان با مشکلات و مسائل مختلفي روبرو مي شوند و گستردگي و تنوع اين مشکلات و مسائل چنان وسيع و زياد است که دسته بندي آنها و ايجاد نظم منطقي ميان آنها نيازمند جهان بيني محکم و روشن و منطق مستحکم است؛ بگونه يي که تنها با تکيه بر يک بينش و منطق قوي ميتوان مشکلات و مسائل اساسي را از مشکلات و مسائل فرعي تشخيص داد و خود را از درياي مواج و پرتلاطم مشکلات و مسائل به ساحل رساند و در آنجا با تأمل مبتني بر منطق به آنها پاسخ داد. اينجاست که فلسفه و رويکرد فلسفي، مي تواند نقش مهمي در مقام تشخيص ايفا کند و با ارائه ي ديدي وسيع و جامع، آينده ي انسان را در برابر چشمانش ترسيم نمايد و در تشخيص مسائل بنيادين او را ياري نمايد و از افتادن او به دام جزئي نگري و از گرفتار شدنش در لابلاي مشغله ها و ملعبه هاي روزمره جلوگيري نمايد.

4- فلسفه و کمک به گفتگوي سالم

يکي از نيازهاي اصلي انسان، آگاهي از افکار و منويات ديگران و آگاه کردن ديگران از افکار و منويات خويش است. او مي خواهد بر ديگران تأثير بگذارد و آنها را از مافي الضمير خود آگاه گرداند و خود نيز از مافي الضمير آنها مطلع شود. اصلي ترين وسيله براي اين منظور همان گفتگو است. و گفتگوي سالم نيازمند روش و منش مناسب است. از طرف ديگر روش مناسب، بر منطق، و منش مناسب بر حکمت عملي مبتني است. بنابراين يکي از خدمات انکارناپذير تفکر فلسفي، ايجاد بستر و زمينه سازي براي گفتگوي سالم ميان افراد و يکايک اعضاي خانواده و محيطهاي علمي و جامعه است.
بدون شک هر گفتگويي بويژه گفتگوهاي ناظر به مقولات ديني و فلسفي، نيازمند مباني فکري، منطقي، اخلاقي و روان شناسي است و هيچ گفتگوي هدفمند و عالمانه يي، با ذهن خالي و عاري از انديشه هاي منسجم و بلند صورت نمي گيرد و فلسفه و تاملات عقلي، در تکوين چنين انديشه هايي، نقش بي بديلي ايفا مي کند. تاريخ به ما مي آموزد که هرگاه گفتگوي سالم و سازنده ميان فلاسفه و متکلمان اسلامي رايج بوده، موشکافيهاي عميقي در حوزه مسائل مورد منازعه صورت گرفته است. (12) فخر رازي - که در تاريخ فلسفه ما به امام المشککين شهرت يافته است- بيشتر بمنظور تحريک فيلسوفان به طرح سوالات و نقدها در خصوص مسائل مختلف فلسفي، کلامي و منطقي پرداخته و از اين طريق، خدمات شايان توجهي به فلسفه و تفکر نموده است.
نگاه عميق به گفتگوي شفاهي و مکتوب ( بصورت بي واسطه يا با واسطه ) فيلسوفان اسلامي با همديگر نشان مي دهد که معيار داوري در مباحثه و تعامل آنها، منطق و قواعد اخلاقي است. هيچ فيلسوفي در جهان اسلام، فيلسوف ديگر را تکفير و تفسيق ننموده است و دست هيچ فيلسوفي به خون فيلسوف و متفکر ديگر آلوده نشده است، در حالي که فيلسوفان از دست ديگران رنجها ديده اند و خون دلها خورده اند! (13) بنابراين ميتوان گفت که رواج آموزه هاي فلسفي، فضاي مباحثه و گفتگو را سالم، منطقي و اخلاقي مي کند.

5- فلسفه و مبارزه با خرافات

يکي از خطراتي که بواسطه ي جهل يا خطا يا سوء نيت، جامعه ديني را تهديد مي کند، ترويج خرافات و مدعيات کاذب است. گاهي اين امور عجيب و خلاف واقع، چنان شايع و متداول مي شوند که شهرت عمومي پيدا مي کنند و در مواردي به حوزه باورهاي سنتي يا ديني افراد راه پيدا مي کنند و همچون علفهاي هرز به تضعيف باورهاي صادق و واقعي مي پردازند. گرچه شيوع چنين عجايبي، علل مختلفي دارد و مقابله با آنها نيز نيازمند مطالعات دقيق روانشناختي و جامعه شناختي است؛ اما قدر مسلم اين است که اگر افراد جامعه، از حيث قوه عاقله رشد يابند و بواسطه ي آموزش تدريجي و نظام مند، جرأت پرسش و تفکر پيدا کنند و اهل خرد و حکمت را مرجع مراجعات آگاهانه فکري خود بدانند، در اينصورت، خود، در مقابل چنين خرافاتي خواهند ايستاد و تا حدودي، از افتادن در دام شيادان و بدخواهان و حقيقت ستيزان در امان خواهند ماند. براساس بيان علامه طباطبايي، اسلام دين تعقل است نه دين احساسات و عواطف. (14) بنابراين تقويت قدرت تعقل، يک وظيفه ي ديني هم هست و انجام اين وظيفه، مواجهه خردمندانه با امور مختلف را بدنبال دارد.

6 - فلسفه و ارتقاي قدرت تشخيص افراد در مواجهه با افکار جديد

بر اهل تامل پوشيده نيست که يکي از مقومات دنياي جديد، تنوع شگفت انگيز نظريه ها در ساحتهاي مختلف معرفت است. گرچه از رنسانس به بعد، رشد چشمگيري در حوزه ي علوم تجربي صورت گرفت و ثمرات اين پيشرفت، همه ي ابعاد زندگي انسان را تحت تاثير قرار داد و زندگي صنعتي با همه ي لوازمش جاي زندگي سنتي را گرفت، اما در حوزه ي علوم انساني، علوم عقلي و معارف ديني نيز نظريه ها و افکار گوناگوني مطرح شد و کتابهاي و مقالات زيادي در اين خصوص منتشر گرديد.
پيشرفت برق آساي علوم و پيدايش روشمند مکاتب گوناگون در عرصه علوم انساني از يک سو و رشد چشمگير صنعت و فناوري اطلاعات از سوي ديگر، باعث شد که اين طوفان برخاسته در دنياي غرب، به تدريج نقاط ديگر دنيا را نيز تحت تاثير قرار دهد و امواج آن به نواحي ديگر عالم نيز منتشر گردد.
عالم اسلام نيز تحت تاثير اين امواج قرار گرفت و عالمان اين ديار خواسته يا ناخواسته با اين پديده ي جديد روبرو شدند. آنها در مواجهه با اين جريان و مکاتب و نظريه هاي جديد به دسته هاي مختلفي تقسيم شدند و در مواردي، در مقابل همديگر صف آرايي نمودند. اما آنچه در خلال اين کشمکشها و منازعات اتفاق افتاد، نشر تدريجي آن مکاتب و افکار در قالب ترجمه ها، تأليفات، مقالات، سخنرانيها و متون درسي در جوامع اسلامي بويژه جامعه ما بود. در هر حال، اگرچه کساني همچون مخالفان علم کلام در گذشته، ترويج چنين افکاري را جايز نمي دانستند (15)، اما در مقام واقع با چنين پديده يي مواجه بودند و گويي در عصر ارتباطات، چاره يي جز زيستن در دنيايي چنين پيچيده نيست. بنظر مي رسد که معقولترين راه براي مواجهه آگاهانه با اين مکاتب و آراء، تقويت بنيه ي فکري بخش قابل توجهي از افراد جامعه است.
فلسفه با ابزار منطق و زيور اخلاق در جستجوي حقيقت است و از پيروان خود نيز همين انتظار را دارد. اما آشنايي با مکاتب و افکار ديگران و جستجوي حقيقت در ميان آنها و تشخيص مدعيات صادق از کاذب، نيازمند به بنيه ي فکري قوي و نظام مند و منطق محکم و استوار است و فلسفه، بويژه فلسفه ي اسلامي و منطق، ميتوانند در شکل گيري و تقويت اين بنيه، نقش اساسي را مي توانند ايفا کنند و زمينه را براي داوري عالمانه و روشمند مساعد نمايند.
بر اهل بصيرت پوشيده نيست که اگر فضاي جامعه چنان غبارآلود گردد که مبنا و معيار داوري در خصوص صدق و کذب گزاره ها و نظريه ها وجود نداشته باشد و فضايل اخلاقي جاي خود را به رذايل بسپارد، در آن صورت هيچ سنگي روي سنگ ديگر قرار نخواهد گرفت و هيچ عالمي از عالم نمايي به آساني قابل تشخيص نخواهد بود!
بنابراين بر همه ي شيفتگان حقيقت و ملتزمان به منطق و اخلاق فرض است که سرمايه هاي عظيم فکري گذشتگان يعني سرمايه هاي فکري و معنوي موجود در کتب منطقي، فلسفي، کلامي و تفسيري را نشر و ترويج و معرفي نمايند و بدين طريق به تقويت قوه ي عاقله جامعه کمک نمايند و آن را براي دقت داوري آماده نمايند.

پي‌نوشت‌ها:

1- عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم آذربايجان.
2- ارسطو در اين زمينه مي گويد: « انسانها، و هم اکنون، از آغاز، از راه شگفتي ( حيرت ) thaumiazein تفلسف آغاز کردند و مي کنند؛ نخست درباره ي دشواريهاي فرارويشان شگفتي مي کردند سپس اندک اندک پيش مي رفتند و پيرامون مسائل بزرگتر پرسش مي کردند. » ( ارسطو، متافيزيک، کتاب يکم، فصل دوم، 16- 12 982b ).
3- در باب تعاريف ارائه شده در خصوص فلسفه، ر.ک: عبدالرزاق، مصطفي، زمينه ي تاريخ فلسفه اسلامي، ترجمه فتحعلي اکبري، نشر پرسش، چ2، 1381، ص 51- 83؛ همچنين الرسائل الکندي الفلسفيه ( مقدمه ي ابوريده )، تصحيح ابوريده، مصر، دارالفکر العربي، مصر، 1950 م، ص 42 و 43.
4- در اين زمينه، ر.ک: ابراهيمي ديناني، غلامحسين، ماجراي فکر فلسفي در جهان اسلام، انتشارات طرح نو، ج1، چ2، 1379، فصل 1، ص 8.
5- در باب نحوه ي پيدايش جريان اهل حديث و خوارج، به کتب مربوط به تاريخ فرق رجوع شود. براي نمونه، در خصوص افکار خوارج، ر.ک: اشعري، ابوالحسن، مقالات الاسلاميين، بيروت، المکتبة العصريه، 1416 ق، جزء اول، ص 167 به بعد. در خصوص رويکرد فکري اهل حديث هم ر.ک: لاهيجي، محمد، گوهر مراد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ1، 1372، ص 46-48.
6- حضرت علي (عليه السلام) در خصوص جريان خوارج مي فرمايد: « نه، به خدا سوگند چنين نيست. آنان نطفه هايي هستند در پشت مردان و رحم زنان. هرگاه کسي از آنان سر برآورد به هلاکت رسد، تا اينکه آخرين نفرات آنان مشتي دزد و راهزن شوند. » ( نهج البلاغه، ترجمه علي شيرواني، خطبه ي 60 ). باز مي فرمايد: « پس از من خوارج را نکشيد، چو کسي که حق را بجويد و خطا کند، چونان کسي نيست که باطل را بجويد و آن را بيابد. » ( همان، خطبه ي61).
7- سخنان استاد مطهري در اين زمينه چنين است: « پيروزي مکتب اشعري براي جهان اسلام گران تمام شد. اين پيروزي، پيروزي جمود و تقشر بر حريت فکر بود. هر چند جنگ اشعريگري و اعتزال مربوط به جهان تسنن است. ولي جهان تشيع نيز از برخي آثار جمودگرايي اشعري برکنار نمانده است... آنچه در معتزله قابل ستايش است و مرگ آنها، موجب نابودي آن شد روش عقلاني آنها بود ». ( مطهري، مرتضي، آشنايي با علوم اسلامي، انتشارات صدرا، چ19، 1376، ج2، ص 60 و 61 ).
8- در اخلاق ارسطويي با تقسيم قواي انسان به سه قوه ي عاقله و شهويه و غضبيه، عدالت و رعايت حد اعتدال در هر يک از آنها، فضيلت محسوب مي شود. عدالت در دو قوه ي شهويه و غضبيه، همان اطاعت و تبعيت آن دو از دستور عقل و خرد در ميدان شهوت و خشم و غضب است و عدالت در مورد خود قوه ي عاقله نيز، آراسته شدن به حکمت براساس قواعد انديشه است. بنابراين انسان و جامعه ي متعادل از نگاه اين نظريه، انسان و جامعه يي است که خردمحور باشد و نيازهاي قوا و ساحتهاي ديگر نيز براساس ضوابط خرد تنظيم و تربيت گردد. ( ابن مسکويه، تهذيب الخلاق، قم، انتشارات طليعه النور، 1426 ق، ج1، ص 96- 112).
9- اين مدعا را با بررسي تاريخ مذاهب و جوامع اسلامي نيز ميتوان تأييد و اثبات نمود.
10- جملات زريني در اين خصوص در آثار فيلسوفان اسلامي وجود دارد. آنها با تعبيرات مختلفي، ملاک سنجش و داوري را برهان دانسته و خودرا ابناء دليل معرفي مي کنند. ملاصدرا در اين زمينه مي نويسد: « و الرجل الحکيم لايلتفت الي المشهور و لايبالي اذا اصاب الحق من مخالفه الجمهور و لايتوجه في کل باب لي من قال، بل الي ما قيل. » ( ملاصدرا، الاسفار الاربعة، قم، مکتبة المصطفوي، 1368، ج6، ص 6 ) باز مي نويسد: « المتبع هو البرهان » ( همان، ج3، ص 108 ). « المتبع هو البرهان و الحق لايعرف الا بالبرهان لابالرجال » ( همان، ص 475 ).
11- فيلسوفان اسلامي عموماً نسبت به آدميان و سرنوشت اخروي آنها خوشبين هستند. ابن سينا و بتبع او ملاصدرا، انسانها را به سه دسته ي کلي يعني کاملان مطلق در علم و عمل، ناقصان مطلق در آن دو و متوسطان ميان آنها تقسيم نموده و اکثر انسانها را جزو دسته ي متوسطان و اهل نجات دانسته اند. ( ابن سينا، الاشارات و التنبيهات (با شرح خواجه )، النشر البلاغه، چ1، 1375، ج3، ص 325؛ و همچنين الاسفار الاربعة، ج7، ص 79 و 80 ).
12- استاد مطهري در اين زمينه مي نويسد: « متکلمين در اين بحث ( وجود ذهني ) مثل همه جاي ديگر در فلسفه سهمي دارند. يک سهم تخريبي دارند و اين سهم تخريبي سهم خيلي مفيدي هم هست و اين همان سهم ناخن زدن، ايراد کردن، اشکال کردن و حکما و فلاسفه را به تلاش وادار کردن است که در بين همان تلاشها و زد و خوردها قهراً مسائل بسياري پيدا شده است. » ( مطهري، مرتضي، شرح مبسوط منظومه، انتشارات حکمت، چ6، 1369، ج1، ص 273 ).
13- بعنوان نمونه، ر.ک: الاسفار الاربعة، ج1، مقدمه ي مؤلف ( ملاصدرا ).
14- در باب نظر تفصيلي علامه طباطبايي در اين زمينه ر.ک: ايمان پور، منصور، « روش فلسفي و کلامي علامه طباطبايي »، فصلنامه علامه، سال دوم، شماره دوم، 1382، ص 72 به بعد.
15- کساني در جهان اسلام وجود داشتند که به شدت با علم کلام و مباحث آن، مخالف و دشمن بودند و متکلمان را گمراه و زنديق مي دانستند. کساني هم بودند که علم کلام را در هنگام هجوم بدعتها، لازم و واجب کفايي مي دانستند. ر.ک: محمد، قواعد العقائد، ترجمه علي اصغر حلبي، انتشارات جامي، چ1، 1384، ص 108- 124.

منبع مقاله :
خامنه اي، سيدمحمد؛ (1389)، تربيت فلسفي و فلسفه تربيت، تهران: نشر بنياد حکمت اسلامي صدرا، چاپ اول

 

 

علی فتحی بازدید : 165 یکشنبه 17 اسفند 1393 نظرات ()

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.

شهدای تدارکات و پشتیبانی (6)
روز هفتم شهریورماه سال 1336 در شهرستان سنقر از توابع استان کرمانشاه، از مادری مؤمن به دنیا آمد. هنوز یک سالش نشده بود که مادر را از دست داد. پدرش که حالا می بایست جای خالی مادر را هم برای حمدالله پر کند، چاره ای نداشت مگر اینکه اسباب زندگی را بار وانت کند و به روستا برود تا در غیاب خودش مادرش از حمدالله نگهداری نماید.با مدرسه رفتن حمدالله همه شاد و امیدوار بودند که او درس می‌خواند و عصای دست پدر و مادربزرگ‌اش می‌شود؛ اما فوت مادربزرگ دوباره خانه را سیاه‌پوش کرد.

مادری که خدا برای حمدالله فرستاد


کاک یدالله می‌دانست که بچه مادر می‌خواهد، از طرفی هم نگران ناسازگاری او با نامادری بود. مدتی پدر و پسر تنها ماندند، بالاخره کایدالله مجبور شد پسرش را دست کسی بسپارد و سرکار برود.حمدالله هفت‌ساله، نگاه‌های مضطرب پدر را که می‌بیند می‌گوید:حالا که مادرم مرده، این خانم به‌جای مادرم. خدا او را فرستاده!
آن روز کاک یدالله این حرف پسرش را که شنید، دگرگون شد. اشک اش را پاک کرد و زیر لب گفت: چه‌قدر این پسر مرد است! چه‌قدر این پسر خوب می‌فهمد! این برکت آن قرآن خواندن‌های مادرش است.حمدالله سال‌های مدرسه را با نمرات خوب طی کرد، تابستان که می‌شد به توصیه پدر صبح‌ها سرکار می‌رفت و بعدازظهر به مسجد و قرآن را فرامی‌گرفت.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
شهید دکامی در عکس یادگاری (قهرمانی کشور)

پیروزی انقلاب

با آغاز خیزش ملت ایران به زعامت روحانیت مبارز شیعه، حمدالله با علاقه‌مندی تمام به نهضت آسمانی خمینی کبیر پیوست و با رشادت تمام با توجه به اعتبار و اعتمادی که با زندگی پاک و جونمرادنه در بین مردم قصر شیرین به دست آورده بود به تهییج مردم علیه حکومت طاغوت پرداخت.پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در شکل‌گیری کمیته‌های انقلاب، جهاد سازندگی و تشکیل سپاه در منطقه قصر شیرین نقش مؤثری ایفا نمود، و سپس به‌واسطه علاقه به دفاع از کیان مقدس انقلاب اسلامی، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
منطقه ترشاوه قبل از اسارت

اسارت در روزهای نخستین جنگ تحمیلی

صداهای نامفهوم اطراف، پاسگاه را ناآرام کرده. فرمانده دکامی افراد را برای گشت زنی به دو دسته تقسیم می‌کند، ساعتی از راهی شدن این دو گروه می‌گذرد که سرباز بی‌سیم به دست جلو می‌آید؛
-از عمار به فرماندهی... از عمار به فرماندهی... تعداد زیادی تانک مهاجم در حال تردد دیده می‌شوند.

فرمانده سریع گوشی را می‌گیرد:

-از فرماندهی به عمار... از فرماندهی به عمار... تعداد دقیق آن‌چه دیده می‌شود را اعلام کنید. از نیروهای پیاده و دیگر ادوات هم اطلاع داده شود.
فرمانده ساکت می‌ماند. با خودش تکرار می‌کند:
-تانک... تانک... تانک...
با تکرار اسم تانک، لبخنده همیشگی چهرهٔ فرمانده ناپدید می‌شود.
صدای امین‌الله از میان بی‌سیم در گوشش می‌دود:
-از عمار به فرماندهی... برادر دکامی! تعداد بیش از ده تاست. نفربرهای سرپوشیده نیز رؤیت می شود؛ دست‌کم، ده فروند به ستون. احتمال حمله... .
صدا خش‌دار می‌شود. حرف امین‌الله مفهوم نبود. اما کلمه احتمال، کافی بود تا فرمانده وقوع خطر را نزدیک‌تر از آنچه فکر می‌کرد، حس کند.
بلافاصله مرکز قصر شیرین را می‌گیرد تا گزارش بدهد؛ اما پاسخ می‌شنود:
-تانک‌ها خودی‌اند و قصد گشت‌زنی دارند. نهایت همکاری با برادران ارتشی صورت گیرد.
فرمانده با شنیدن این پاسخ قطار فشنگ را از روی میز برمی‌دارد و می‌گوید: باید خودم از خودی‌بودن تانک‌ها مطمئن شوم. تانک خودی!
چیزی از رفتن فرمانده نمی‌گذرد که سرباز با شنیدن صدای رگباری از فاصله خیلی نزدیک روی زمین پناه می‌گیرد، به‌آرامی سر بلند می‌کند و از پشت دوربینی که در دست دارد نگاه می‌کند: عده‌ای دور فرمانده حلقه زده‌اند و او را دو زانو روی زمین نشانده‌اند. از پشت درخت‌ها شماری دیگر از نیروهای پاسگاه دست‌های‌شان را روی سرشان گذاشته و به ستون یک، به فرمانده که در دایره بزرگی از افراد اسلحه به دست در محاصره است، نزدیک می‌شوند.
گریه‌کنان به‌طرف پاسگاه می‌دود تا به مرکز قصر شیرین خبر دهد:

- همه‌شان اسیر شدند
-همه‌شان اسیر شدند. تانک‌ها خودی نبود، کار ارتش نبود.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
عکس شهید در اسارت

پدر هم به عشق پسر اسیر می‌شود

فرمانده حمدالله دکامی و جمعی از نیروهایش در روز یکم مهرماه سال 1359 در منطقه ترشاوه از مرز استان کرمانشاه به اسارت نیروهای بعثی ارتش عراق درمی‌آیند.ظاهر و مدارک حمدالله نشان از سپاهی بودن او دارد و همین بهانه ای است تا بیشتر از بقیه شکنجه شود.
خبر تحرکات مرزی عراق و آغاز جنگ به گوش پدر می‌رسد، اما هرچه با محل خدمت حمدالله تماس می‌گیرید کسی پاسخگو نیست، خبرهای اسارت کم وبیش به گوشش می رسد اما او باور نمی‌کند. آخرسر هم خودش راهی ترشاوه می‌شود تا پسرش را پیدا کند، بعد از چند روز که با پای پیاده در آن منطقه به دنبال پسر گشته، خسته و ناتوان به دست نیروهای عراق اسیر می‌شود.
در اردوگاه اسرای جنگی دوباره تعدادی اسیر جدید را آورده‌اند.لحظاتی می‌گذرد. درِ دخمه که باز می‌شود حمدالله در میان اسرای تازه‌وارد چهره آشنای پدر را می‌بیند. دیدن اسارت پدر، سختی اسارت را برایش دوچندان می‌کند.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
رهایی از بند اسارت

سال‌های اسارت به‌سختی می‌گذرد با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ هم خبری از آزادی اسرا نمی‌شود گویا همه آن‌ها را فراموش کرده‌اند، این جمله ایست که از دل و ذهن همه اسرا می‌گذرد.روزهای پس از پایان جنگ سخت‌تر از روزها و سال‌های قبل می‌گذرد اما سرانجام روز بیست و ششم مردادماه سال ۱۳۶۹ خبر آزادی و بازگشت به میهن جان تازه ای به پیکر نحیف و درهم‌شکسته اسرا می‌بخشد.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
شهید دکامی در روزهای آغازین آزادی در کنار مرحوم ابوترابی

حمدالله در سال‌های اسارت به‌عنوان بهترین یار و مددکار مرحوم حاج‌آقا ابو ترابی در کنار آن عارف وارسته قرار داشت. او در سال‌های اسارت به حفظ کامل قرآن کریم و نهج‌البلاغه با ترجمه و تفسیر این دو کتاب بزرگ پرداخت. و به‌عنوان یکی از بهترین آموزگاران قرآن و نهج‌البلاغه در سال‌های اسارت و بعدازآن در مجالس و محافل پاسداران و بسیجیان انقلاب به شمار می‌آمد.

شهادت در مسیر خدمت

سال‌ها پس از پایان دوران اسارت، سردار حمدالله دکامی فرمانده نیروی مقاومت غرب کشور می‌شود.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
شهید دکامی به همراه فرزندان

شهادت

در پاییز سال ۱۳۸۰ و مصادف با ماه مبارک رمضان، پس از پشت سر گذاشتن ده‌سال اسارت در دست دشمن و یازده سال خدمت در سپاه، در حین مأموریت دچار سانحه رانندگی شده و به مقام رفیع شهادت نائل می‌گردد.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
فرازی از آخرین سخنرانی شهید دکامی زاده

اگر دشمن با ما وارد جنگ هم بشود، کاری از پیش نخواهد برد؛ فقط ما را اذیت می‌کند. ما اذیت می‌شویم؛ حرفی نیست ولی از پا در نمی‌آییم. چقدر زیبا قرآن می‌فرماید: "إِن تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ" در اینجا تالمون از الم است، یعنی درد و رنج. اگر به شما درد و رنج می‌رسد نگران نباشید، به آن‌ها هم می‌رسد. منتها شما "تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لا یَرْجُونَ" هستید. شما امیدوار به فضل خدا هستید، هدف‌دارید، اما آن‌ها این امید را ندارند. ما ضرری نمی‌کنیم.
این آرمان و اراده بلندی که ان شاءالله بر آن هستیم، برای ما جز نیکویی چیزی به دنبال ندارد. وعده قرآن است که در رویارویی با آن‌ها، ای پیامبر اسلام بگو: "هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ" آیا دشمنان جز دو نیکویی، برای ما انتظار می‌کشند؟ دو موضع بیشتر مستقبل نیست؛ یا کشته می‌شویم که به نفع و آرزوی ماست و یا آنان را می‌کشیم که بهتر. فرقی نمی‌کند هر دو خوب است. وقتی گفته می‌شود در مکتبی که شهادت است، شکستی نیست، این شعار نیست.
امیدواریم ان شاء الله خداوند متعال آنچه را که به مصلحت و خیر ماست، برای ما پیش بیاورد. البته برای من از همین لحظه انتظار کشته شدن در راهش است. امیدوارم به‌حق امام حسین (ع) شما هم دعا کنید. ولی برای شما آرزوی عمر طولانی و باعزت و نابودی دشمنان به دست شما و هم رزمان و برادران شما دارم. بعد از عمر طولانی در دنیا، ان شاء الله خداوند اجر شهید را نصیبتان بفرماید.

سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
سرداری که پدرش به عشق او اسیر شد.
شهید دکامی در کنار فرماندهی سپاه


منبع مقاله : فرهنگ نیوز

 

 

علی فتحی بازدید : 141 دوشنبه 08 دي 1393 نظرات ()

مردی خدمت حضرت رسول آمد و عرض کرد: همسری دارم که وقتی وارد خانه می شوم

به استقبالم می آید و چون خارج می شوم بدرقه ام می کند و

زمانی که مرا اندوهگین می بیند، می گوید: اگر برای روزی غصّه می خوری،

بدان دیگری آن را بر عهده گرفته است و اگر برای آخرت است، خدا اندوهت را زیاد کند

(و این گونه مرا آرامش می دهد) حضرت فرمود: خداوند کارگزارانی دارد

و این زن از کارگزاران خداست و پاداشی همچون نصف اجر شهید دارد.

علی فتحی بازدید : 425 سه شنبه 02 دي 1393 نظرات ()

 

 

    ربیع ماه ولادت خورشید بی غروب، عشق بی پایان، جلوه صفات حسنای الهی، سرچشمه رحمت و عطوفت، مظهر عشق و فداکاری مبارک باد.

 

.    فرارسیدن ماه ربیع الاول ، ماه شادی و شادمانی برای شیعیان را به شما محب اهل بیت(ع) تبریك عرض می كنم .

 

حضرت محمد (ص) فرمودند: هر کس حلول ماه ربیع را به دیگران مژده دهد، من بهشت را به او مژده خواهم داد.

حلول ماه ربیع بر شما مبارک

 

    نهم ربیع الاول، سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت، آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها، حضرت مهدی موعود(ع) بر منتظران و چشم انتظاران ظهور تبریك و تهنیت باد.

    
    ای قلب عالم امكان، بیا و گـَرد گامهایت را توتیای چشمانمان قرار ده. بیا كه نوای دل انگیز توحیدت را با گوش جان شنواییم.
    نهم ربیع الاول، عید امامت امام زمان(ع) مبارك باد.

    

    جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند
    نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند
    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
    نهم ربیع الاول، عید منتظران مبارک

    

    خداوندا رسان از ما سلامش
    به گوش ما رسان یارب کلامش
    بسوز سینه ى مجروح زهرا
    نما تعجیل در امر قیامش
    نهم ربیع الاول، سالروز آغاز امامت حضرت مهدی(ع) مبارک باد.

    
    نهم ربیع الاول، عید امامت صاحب العصر و الزمان(ع) بر شما مبارك باد.

    
    بشارت باد بر شما اتمام ماه صفر و حلول ماه ربیع الاول، ماه شادمانی و سرور اهلبیت(ع) و پیروانشان مبارك باد.

    
    در ربیع الاول،این ماه خجسته، نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره خاكیان می فرستد. جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر كرده و همگی قدوم نوزادی را كه سبب آفرینش است تبریك می گویند كه یا محمّد! به جمع خاكیان دوستدارت خوش آمدی!
    حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.

    
    باید در شکر نعمت‏ عظیم ولادت رسول اکرم(ص) در ماه ربیع الاول کوشش‏ فراوان کرد و رحمت‏ وسیع خداوندی را برای‏ خود فراهم سازیم . تمامی ماه‏ ربیع را غنیمت‏ شمرده ، با توسلات و مناجات خود را از الطاف حق بهره‏ مند سازید .
    حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.

    
    شکر و سپاس الهی به مناسبت‏ امامت‏ امام زمان(ع) در ماه ربیع الاول، برای شیعیان مراقب و متعهد عملی پسندیده است .
    حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.

    
    ربیع الاول، ماه شادی اهل بیت(ع) بر شما مبارک باد.
    در پناه اهل بیت(ع) باشید.

    
    بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می‏ تابد . ولادت رسول اکرم(ص) اشرف و سید موجودات و نزدیک‏ ترین خلق به خدا ، در این ماه بوده است . حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.

    
    رسول اكرم (ص) فرمودند:
    هرکس بشارت ماه ربیع الاول را به من بدهد من هم بشارت بهشت را به او می دهم .
    حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.

    
    حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارك باد.

علی فتحی بازدید : 1206 شنبه 22 آذر 1393 نظرات ()

عجایب هفتگانه جهان

 

معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته های آنها را جمع آوری کرد. با آن که همه جواب ها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند:

اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می خورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟

دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم.

در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از : لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.

پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت.

آری عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم.

تعداد صفحات : 7

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
اِئلشَن متفاوت تر از همه ************************ بمديريت : علي فتحي *********************** ۞ وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین۞ پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: برترین نوع ایمان آن است که بدانى هر جا هستى خدا با توست. الهی ما را آن ده که آن به. الهی محتاج توییم و همه ی گره ها به دست تو باز می شوند... هدف این سایت از تیرماه 94 بر پایه دانلود مقالات و کتاب ها و نرم افزار و مطالب علمی و پروژه های درسی و دانلود فایل فلش و رام و فریمور موبایل و تبلت و پایان نامه و نمونه سوالات و آموزش های اختصاصی سایت ایلشن و ... خواهد بود. منتظر ما باشید........... با تشکر
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    عملکرد تیم ملی ایران در جام جهانی 2014 ؟





    سایت ما تا چه حد راضی کننده است؟






    گروه کمک کامپیوتر ائلشن

    گروه کمک کامپیوتر ائلشن

    در تلگرام پاسخگوی سوالات و 

    مشکلات رایانه ای و موبایلی 

    شما عزیزان




    موبایل رنجبر
    تعمیرات تخصصی گوشی های چینی و اصلی
    خدمات کامپیوتری فتحی
    انجام تمامی خدمات کامپیوتری
    آدرس : مراغه - میدان مصلّی
    پاساژ امیرکبیر - زیرزمین
    موبایل رنجبر
    سامانه پیامکی:10009147805741

    برای دریافت پاسخ سریع
    و پرسش سوالاتتان با آیدی
    تلگرام مدیریت سایت در
    ارتباط باشید
    با تشکر
    https://telegram.me/khademal_mola_ali
    @khademal_mola_ali
    khademal_mola_ali@

    آمار سایت
  • کل مطالب : 137
  • کل نظرات : 21
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 71
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 39
  • بازدید امروز : 18
  • باردید دیروز : 658
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1,425
  • بازدید ماه : 7,561
  • بازدید سال : 82,576
  • بازدید کلی : 127,136
  • کدهای اختصاصی

    دیکشنری آنلاین (ترجمه به 50 زبان)

    احاديث تصادفي از چهارده معصوم (ع)

    عصر طلائي ظهور
    عصر طلائي ظهور

    عصر طلائي ظهور





    جهت اطلاع و تماس با ما

    برای پیگیری آنلاین سفارشات

    با ایمیل و سامانه پیامکی زیر

    در ارتباط باشید:

    سامانه پیامکی: 500020402223

    ایمیل: ali.fathi94@chmail.ir

    سخنان گهربار حضرت علي (ع)

    سخن آسماني

    موقعيت مكاني شما دوست عزيز

    دوست شهيدت كيه


    تبديل تاريخ